مستندات آنچه که آموختم و آنچه که یاد دادم

تدریس بعنوان سفیر سلامت (شخص خودم همراه مدیربرای اولیا).

تدریس دانش آموز در زمینه آسیب های اجتماعی    

 

امضاء میثاق نامه ها توسط مدیریت محترم اداره و معاونت متوسطه       

 

-   تدریس درس پژوهی کسب رتبه اول  استان(تدریس و توجیه همین روش برای همکاران )

    

تدریس اقدام پژوهی و نحوه چگونگی ارائه آن برای همکاران.

 

ابتکار وخلاقیت در تنظیم میثاق نامه ی دبیران

     

درج چشم انداز ها برنامه تعالی مدیریت بصورت خطاطی

        

تدریس اولیا برای اولیا ی مدرسه (زمینه روانشناختی وآمادگی فرزندان برای کنکور)

 

 

 

 

 

 

 

 

آشنایی دانش آموز با حجاب و عفاف و آسیب های اجتماعی :

       

میثاق نامه ی اولیا

 

                 

میثاق نامه دانش آموزان

        

 

   

 

توجیه برنامه تعالی مدیریت و(مجری طرح وبرنامه )

منابع

_ سولماز سلیمانی فرد ۱۳۸۶،مهارتهای اجتماعی نوجوان بی سرپرست در مراکز وخانواده،دانشگاه علوم پزشکی

_ بخش سبک زندگی  نمناک/ن/ع،ب

مهدی نعیم ،اثر بخشی آموزش مهارتهای  زندگی وسازگاری زناشویی وکاهش خشونت خانگی.

_  الهه زندی .  پاسخ به نوزدهمین پرسش مهر ریاست محترم جمهوری ۹۷/۹۸

دلنوشته

   بار خدایا سپاس و ستایش زیبنده توست که تقدیرم را معلم رقم زدی .زنده ام با عشق معلمی

  ،بمیرانم در راه معلمی. افتخارم هنر آموختن است.مفتخرم کن به هنر فرا گرفتن.شرافتم نان

   معلمیست .نانم را خالص دار.غرورم سلاح داناییست.به نادانی وجهالت خارم مساز.عشقم

   معلمیست.معشوقه ام را دنیایی قرار مده.عمرم وقف فرزندان کشورم شد. زندگی فرزندانم را وقف

کشورم قرار بده .

 

    هر روز، روز من و شماست .چون تا دانش و دانش آموز هست ما هستیم.ما به وجود خوبی

ها موجودیم.تا خوبی هست ما هستیم و خوبی همیشه هست.

 

تا بیماری هست پزشک هست

 

تا دشمنی ،بدی،قتل غارت و...هست پلیس هست.

 

تا ظلم هست قاضی هست

 

اما معلم هست تا زمانی که خوبی ها هستند. وجود معلم بسته به وجود خوبی هاست.

 

بیایم به دانش آموزان یاد دهیم (بعنوان پیشنهاد )

 

بر اساس پیشنهاد سازمان بهداشت جهانی، سه شیوه برای توسعه و بهبود مهارتهای زندگی وجود دارد که هر یک از ما بسته به اینکه به موقعیت و جایگاه خود و نیز اینکه به صورت فردی یا سازمانی اقدام می‌کنیم، می‌توانیم این شیوه‌ها را برای بهبود جامعه خود به کار بگیریم:

 

  • کارگاه آموزشی: در این شیوه ممکن است در قالب آموزش‌های کوتاه مدت، میان‌مدت یا بلندمدت، مهارت های زندگی را آموزش دهیم.
  • آموزش در عمل: در این شیوه، قرار نیست آموزش رسمی برقرار باشد. بلکه هر کس می‌کوشد بسته به فضایی در آن حضور دارد، در قالب فیلم،‌ یا داستان، نوشته‌ای که منتشر می‌کند و مطلبی که در شبکه های اجتماعی می‌نویسد و یا برخوردی که با دیگران در فضای فیزیکی یا مجازی می‌کند، نمونه‌هایی از رفتار مناسب (متناسب با مهارت‌های زندگی) را آموزش دهد.
  • آموزش به افراد آسیب‌پذیر: چه در میان کودکان و چه در میان بزرگسالان، همیشه افراد آسیب پذیری وجود دارند که به علت شرایط‌شان، نمی‌توانند برای یادگیری مهارتهای زندگی اقدام کنند. یا ممکن است اصلاً ندانند که چنین مهارت‌هایی برایشان مفید است. این افراد هم ممکن است توسط دولت‌ها، سازمان‌های مردم‌نهاد و یا توسط هر یک از ما در برخوردهای روزمره‌ای که با آنها داریم، آموزش ببینند.
  • واما شانزده نکته ای که بطور خلاصه ساده میتوان آموزش داد تا برای فرزندانمان هم ای کاش نشود .

 

شانزده نکته که ای کاش تو مدرسه بهمون یاد داده بودن!

هر چقدر که از دوران مدرسه دور شده باشیم، چیزهایی هست که هر از گاهی باعث میشود که فکر کنیم: "آه...کاش اینو تو مدرسه بهم یاد داده بودن.." کاش به جای یکی از ساعت های زبان خارجه و ریاضی و فارسی، یک بار هم یه کلاس درباره ی زندگی کردن برگزار می شد. شاید هم هر از گاهی معلمی پیدا شده که سعی کنه حرف های خارج از درس بزنه...اما احتمالا ما حرفهاشون رو جدی نگرفتیم و ترجیح دادیم به جای فکر کردن به حرفهاش، به شیوه ی زندگی خودمون ادامه بدیم.خیلی موارد هست که شاید دیر، ولی بالاخره روزی توی زندگی بهشون می رسیم. فکر کنید چقدر عالی می شد اگه توی سن کمتر اینها رو یاد می گرفتیم.این نکات کاربردی رو بخونانید  و سعی کنید ازاینجا به بعد در  زندگی جدی ترشون بگیرید:

1)قانون ۸۰/۲۰:

این یکی از بهترین روش ها برای این  است که بهترین استفاده روا از وقتتون بکنید. چیزی که قانون ۸۰/۲۰ میگه اینه که ۸ درصد ارزشی که بدست می آورید، نتیجه ی ۲۰ درصد از تلاشی  است که انجام داده اید.

این یعنی اینکه اکثر کارها و مشغولیت های ما مفید نیستند. پس می توانیم خیلی از کارها رو از لیست انجام کارمون خط بزنیم. در عوض وقت و انرژی بیشتری روی کارهای دیگه، که به نظر میرسه بازده بیشتری - چه از لحاظ موفقیت و چه از لحاظ حس رضایت درونی - دارن بگذاریم.

 

2)قانون پارکینسون:

میتوانی کارها رو خیلی سریع تر از آنچه که فکر می کنی انجام بدهید! این قانون میگوید  کاری که قرار است انجام بدی متناسب با وقتی که برایش در نظر میگیرید خودش رو کش میدهد و درجه ی سختی اش رو تعیین میکند! یعنی اگه به خودت بگوید ظرف یه هفته یه راهکار برای فلان مشکل پیدا می کنم، آن مشکل خودش رو سخت تر و سخت تر جلوه میدهد و ممکن  است نتوانی حتی در یک هفته هم برایش راه حلی پیدا کنید.

پس وقتت رو روی پیدا کردن راه حل متمرکز کن. به جای یک روز یک ساعت، و به جای یک هفته یک روز به خودت فرصت بده. این کار باعث می شود که مغزت فقط روی راه حل و کار کردن متمرکز شود  نه سختی کار!

 

3)تراکتوری کار کردن!:

کارهای خسته کننده و تکراری میتواندباعث پایین آمدن  سطح هیجان و به تعویق افتادن کار شوند . یکی از راه هایی که بشود آنها رو سریع انجام داد این است  که آنها رو تراکتوری انجام بدیم. یعنی چی؟ یعنی همه رو پشت سر هم انجام دهیم. اینجوری اون زمانی که برای کندن از وضعیت فعلی و راضی کردن خودتون صرف می کنید، فقط برای کار اول لازم می شود  و کارهای بعدی سریع تر انجام می شود

مثلا یه نمونه از تراکتوری کار کردن :

میزتون رو تمیز کنید/ قبض آب و برق پرداخت شود / سه تا تماس تلفنی که باید انجام میدادی رو انجام بده/ یه لیست خرید تره بار بنویس.

 

4)اول چیزی بده تا چیزی بگیری:

شاید این قضیه با روحیه اتون  جور در نیاید. چون معمولا همه این ذهنیت رو داریم که تا کسی برامون کاری انجام نداده نباید برایش کاری انجام بدهیم. مشکل اینجاست که خیلی ها اینجوری فکر می کنند، و خوب  طبیعتا نتیجه این میشود  که در آخر هیچ کدوم کاری انجام نمی دهند..



اگر میخواهید ارزشی که بدست می آورید بیشتر شود  (آن  ارزش میتواند پول، عشق، محبت ، فرصت و خیلی چیزهای دیگه باشد..)، بهتره ارزشی که خودتون میدهید رو افزایش بدید. چون در گذشت زمان شما بالاخره آنچه که از دستی دادید رو از دست دیگه ای میگیرید پس فکر کنید چقدر خوب می شود  که هیچ کاری انجام ندید و چیزی بگیرید. اما این اتفاق خیلی کم پیش میاید...

 

5) فعالیت کن، واکنش نشون نده!:

این هم به نکته ی قبل مربوط میشود اگه همه رفتارشون واکنشی بود، شاید خیلی از اتفاقات هیچ وقت نمی افتاد و همه منتظر می نشستند تا کسی فعالیتی بکند... این اتفاق ممکنه بالاخره بیفتد، ولی خیــــلی طول خواهد کشید!

پس یک فکر به صرفه تر این  است  که خودتون فعالیت کنید. به سادگی میتوانید اولین نفری باشید که حرکتی میزند و یک سری آدم واکنشی به دنبالش راه میفتند. این کار نه تنها شما رو از حس وحشتناک انتظـــار دور می کند، بلکه باعث میشود  احساس کنید آن کسی که زندگیتون رو تو دست داردو در حال کنترل کردن خودتون هستید، نه نیروهای جورواجور بیرونی!

 

6)اشتباهات و شکست ها بد نیستند:

وقتی سنمون کمتر و به اصطلاح " دهنمون بوی شیر میدهد "  و "کله مون هنوز بوی قرمه سبزی میدهد"، انقدر کارهای مختلف رو امتحان میکنیم و شکست می خوریم تا یاد بگیریم. اما هر چی بزرگتر می شویم، محتاط تر عمل میکنیم و کمتر از قبل روحیه ی "فعال بودن" رو داریم. چون از شکست خوردن می ترسیم، ترجیح میدیم که بشینیم تا یک نفر دیگه کاری رو شروع کند.

حالا اگه واقعا شکست بخوریم چه اتفاقی می افتد؟ همه بهمون می خندند؟

آره خوب، شاید بخندید. اما وقتی همچنین تجربه ای داشته باشی، خیلی زود بعدش می فهمی که بابا آخر دنیا که نرسیده! و حقیقت این است که مردم خیلی زود شکست های ما رو فراموش می کنند. آنها آنقدر درگیر زندگی و مشکلات خودشون هستند که اینجور موارد براشون اهمیتی ندشته باشد.

و فراموش نکنید که موفقیت توی زندگی از تسلیم نشدن است.!

یادتون بیاد وقتی که ۵ ساله بودید و میخواستید دوچرخه سواری یاد بگیرید زانو ها درب و داغون می شد و شاید هم یک کم گریه میکردید. ولی بلند می شدید، لباس ها رو می تکوندید و دوباره روی صندلی اش می نشستید. پس سعی کنید اون روحیه ی بچه ی ۵ ساله رو درون خودتون زنده کنید و با یکی دو بار شکست خوردن توی کاری تسلیم نشوید!

 

7)به خودت سخت نگیر:

چرا آدمها بعد از یکی دوبار اشتباه کردن و شکست خوردن از کاری دست می کشند؟ خوب، یه دلیل خیلی بزرگ این است که دارند از درون خودشون رو میزننداین عادت به درد نخور ! چون فقط به ناراحتی و درد درونی ات اضافه می کنه و وقت با ارزشت رو ازت می گیرندپس این عادت رو از خودتون بگیرید و آنقدر خودتون را ملامت نکنید.

 

8) یک دفعه صمیمی بشو!

آشنا شدن با آدمهای جدید خیلی کیف دارد، ولی میتواند باعث به وجود آمدن استرس بشود همه ی ما دوست داریم تو برخورد اول آدمهای خیلی جالب و جذابی به نظر بیایم و از صحبت های عجیب و غریب و سکوت های طولانی فرار می کنیم.

بهترین راه برای انجام این کار ایکه که تو برخورد اولتون با کسی، تصور کنید که اون صمیمی ترین دوستتون است. اینجوری اضطراب رو از ذهنتون دور می کنید و راحت تر با طرفتون ارتباط برقرار می کنید.

 

9) روی چیزی که میخوای تمرکز کن، نه چیزی که نمیخوای!

شما در مغزتون سیستمی به نام سیستم فعالیت مشبک دارید که بهتون اجازه میده چیزهایی که ذهنتون روشون تمرکز کرده رو ببینید. این یعنی شما هرچقدر تمرکزتون روی اهدافتون بیشتر کنید، بیشتر با اونها مواجه میشید.

یکی از کارهایی که برای تمرکز روی چیزهایی که میخوایدمیتو انید انجام بدید این است که اهداف تعیین کنید و به این فکر کنید که چه چیزی در این شرایط مهم ترهستند. میتوانید از یادآوری های بیرونی استفاده کنید. مثلا روی کاغذی که به دیوار چسبوندید بنویسید : "فعالیت کن، واکنش نشون نده!" تا هر روز به چشمت بخوره و یادت بندازه.

 

10)رفتار تو واقعیت رو عوض می کنه:

همه ی ما شنیدیم که باید رفتار مثبت داشته باشیم و ممکنه خیلی ها بهمون بگویند: "یک فکری به حال رفتارت بکن!"

این نصیحت خیلی با ارزشی است، ولی معمولا چه اتفاقی میافتد ؟ از یک "گوش میره تو و از گوش دیگه میاد بیرون "و فردا ما باز همان  رفتار قبلی رو داریم.

ولی نکته ی خیلی ظریف و قابل توجهی که وجود دارد این است که رفتار ما، واقعیت های اطرافمان رو عوض می کند. ممکن  که در  ذهن همه بدبینی به عنوان واقعیت زندگی پذیرفته شده باشد ، اما اینها به خاطر این است  که سیستم فعالیت شبکه ای مغزمون عادت به پیدا کردن چیزهای بد دارد.

اگر سعی کنید رفتارتان رو به طور جدی عوض کنید و با این کار واقعیت اطرافتون رو تغییر بدید - به نتایج متحیر کننده ای می رسید.

 

11)شکر کردن یه راه آسون برای خوشحال کردن خودتونه:

معلوم است که این یکی را در  مدرسه بهمون یاد دادن...خیلی زیـــــاد! احتمالا می گفتند قدر چیزهایی که دارید و بدانید و شکر گذار باشید چون کار درست این است ...یا اینکه کلا کاری  که باید انجام داد!

ولی حالا اینجوری به قضیه نگاه کنید که یکی دو دقیقه وقت گذاشتن برای شکر کردن، خیلی راحت میتواند  یک  حال بد رو به یک حال خوب تبدیل کند

این کار میتواند برای خوشحال نگه داشتن روحیتون ، و تمرکز روی چیزهای خوبی که میخواهید  به دست بیارید کمکتون کند .

 

12)خودت رو با کسی مقایسه نکن:

امان از این "من" درون که همیشه دنبال مقایسه کردن است  "آخ جون من یک دوچرخه ی جدید خریدم!" احتمالا این جمله خوشحالتون می کند، ولی بعدش فکر میکنید که "ای وای! دوچرخه ای که علیرضا گرفته که خیلی بهتــــــره!!" و اینجوری که حال خوبتون دوام  زیادی نمیارد و باز حس می کنید از خودتون راضی نیستید. اگه دست از مقایسه کردن خودتون با دیگران برندارید، در واقع دارید به دنیا اجازه میدید که احساسی که نسبت به خودتون دارید رو کنترل کند.

بهترین راه این است که خودت رو با خودت مقایسه کنی. ببین چقدر از جایی که بودی فاصله گرفتی، چه چیزهایی به دست آوردید و چقدر رشد کردید. شاید خیلی کار هیجان انگیزی به نظر نرسد، اما در طولانی مدت کلی بهتون قدرت و ثبات درونی میدهد!

 

13)80-90% اون چیزهایی که ازشون وحشت داریم، اتفاق نمیفتن!

این یکی خیلی مهم است اینها فقط هیولاهایی هستند که ما در  ذهن خودمون ساختیم، و اگرهم اتفاق بیفتند، قطعا به آن دردناکی و وحشتناکی که فکر می کردیم نخواهند بود.

البته که حرف زدن از این کار همیشه آسونه است ، اما سعی کنید به خودتون یادآوری کنید که درصد خیلی کمی از ترس ها و وحشت های گذشتون  به واقعیت پیوستند...پس چرا فکر می کنید این بار با بقیه ی وقت ها فرق می کند؟

 

14) هیچ چیزی رو خیـــــلی جدی نگیر:

خیلی راحت میشود  درگیر مسائل شد. ولی آن احتمالات بدی که میدیم معمولا اتفاق نمی افتاندو چیزی که الان براش نگرانیم و حرص میخورم به احتمال خیلی زیاد در سه سال بعد اصلا به یادمون نمیاد!

پس خودتان ، افکار، و احساساتت رو آنقدر جدی نگیر ید که اسباب شکنجه ی خودتان شود . راحت باشیدو به چیزهای خوب زندگیتان  فکر کن.

 

15)همه چیز رو بنویس:

اگر  مغزتون یک  سطل پر سوراخ و هر چیزی که در آن  میریزید یکهو  ناپدید میشود ، پس خطر اینکه ایده های ناب و خوبی که به ذهنتون میرسد خیلی راحت از ذهنتون پاک بشوند ، وجود دارد خودتان رو عادت بدید به اینکه افکار و اهدافتون رو بنویسید - همه چی رو! اینطوری راحت تر میتونید روی چیزهایی که میخواید متمرکز ببشوید

 

16)در هر تجربه ی بدی یک فرصت وجود دار:

در هر شکست یا تجربه ی تلخی، چیزهایی وجود دارد که میتواند ازشون درس بگیرید و برای رشد خودت استفاده کنید شاید حتی بشود  گفت که تجربه های منفی، چیزهای بیشتری برای یاد دادن نسبت به تجربه های موفقیت آمیز دارند. بعضی وقتها، نکته ای که از یک  تجربه ی بد یاد گرفته میشود در  ده ها تجربه ی موفقیت آمیز در نمیاید!

پس هر بار که یک  "تجربه ی منفی" برات پیش اومد، از خودت بپرس: چه چیزی راجع به این شرایط میتونه خوب باشه؟ آن  چیزی که من الان باید یاد بگیرم چیست ؟

یک  تجربه ی منفی میتواند  باعث  شود  چندین تجربه ی مثبت براتون اتفاق بیافتد .

**************************************
چیزی در  ذهن شما هست که دوست داشتیددر  مدرسه بهتون یاد میدادند ؟

دراین بخش بعضی عناوین بصورت گفتاری بیان شده است

 

 

روش تدريس:

سعی شود روشهای یاد دهی- یاد گیری پژوهش محور - بازی محور -گروهی و همراه فعالیت خود فرا گیران باشد دور از روشهای خسته کننده ی سنتی .

 

1- داستان به همراه پرسش و پاسخ

 

2- بارش فکري

 

3- انيميشن

 

4- نمايش و ايفاي نقش

 

5- بحث و گفتگو

 

شيوه هاي ارزشيابي:

 

1- پرسش و پاسخ

 

2- نقاشي

 

3- تمرينات دونفره

Related image

 

4- بازي هاي گروهي

Image result for ‫کاردستی مهارت های زندگی‬‎Image result for ‫کاردستی مهارت های زندگی‬‎

 

 

 Image result for ‫کاردستی مهارت های زندگی‬‎

Image result for ‫کاردستی مهارت های زندگی‬‎

کار گروهی ها  بسیار موثر و نشاط آور است .

Related image

مهارتهای زندگی بصورت نمایشی در مدرسه :

کنترل استرس:

Image result for ‫کاردستی مهارت های زندگی‬‎

کمک به بیماران در نماز خواندن

Related image

آموزش مهارتهای فردی و نحوه ی تمیز نگاه داشتن مدرسه و اتاق خود

Image result for ‫کاردستی مهارت های زندگی‬‎

چگونگی استفاده از مواد دور ریختنی

Related image

مهارتهایی که خودآموختم و به دیگران نیز  یاد دادم.

 

امروز یکشنبه 11 آذر ماه 1397 ساعت 17:37

شرح وظایف معاون اجرایی  و آنچه انجام میدهم  .

  1. همكاري و تعامل با مدير و ساير معاونين در فراهم سازي زمينه لازم جهت تحقق بخشيدن به اهداف مصوب دوره ي تحصيلي با همكاري و مشاركت كاركنان ،‌دانش آموزان و اولياي آنها و با بهره گيري از امكانات و ظرفيت هاي داخل و خارج از مدرسه .
  2. ايجاد محيطي آموزنده و پرورش دهنده براي شكوفا شدن استعدادهاي مختلف دانش آموزان متناسب با تفاوت هاي فردي آنها .
  3. همكاري در برنامه ريزي به منظور جلب مشاركت معلمان و ساير كاركنان مدرسه براي ايفاي نقش تربيتي .
  4. همكاري در ايجاد هماهنگي بين عوامل انساني مدرسه جهت اجراي صحيح و به موقع برنامه ها و فعاليت هاي آموزشي بر اساس ضوابط و مقررات .
  5. همكاري در جهت حسن انجام فعاليت ها و وظايف كاركنان مدرسه و ارزشيابي مستمر از عملكرد آنها بر اساس ضوابط ، همچنين شناسايي كاركنان كوشا ، ساعي ،‌فعال و شايسته با همكاري ساير كاركنان و معرفي به مدير به منظور تقدير و تشويق آنها
  6. همكاري در برنامه ريزي ،‌نظارت و اجراي فعاليت هاي عمومي و فراگير نظير مراسم آغازين ،‌مناسبت ها ، ايام ا... ، نماز جماعت ، فعاليت هاي قرآني و گروهي و مسابقات فرهنگي ،‌هنري و ورزشي ، بازديدها و اردوهاي آموزشي و پرورشي .
  7. توسعه مهارت هاي حرفه اي خود و شركت در دوره هاي مربوط ،‌گردهمايي ها ، جشنواره ها  و جلسات مرتبط مطابق ضوابط و مقررات .
  8. تجزيه و تحليل نتايج ارزشيابي انضباطي و نيز حضور و غياب دانش آموزان با همكاري ساير كاركنان و معلمان و اطلاع رساني به موقع به اوليا و دانش آموزان .
  9. همكاري در ايجاد زمينه براي بهبود وضعيت دانش آموزاني كه دچارناهنجاري هاي رفتاري – اخلاقي، ‌نارسايي هاي جسماني و مشكلات خانوادگي مي با شند ، با حفظ اصل رازداري و در صورت لزوم معرفي آنها به مدير جهت اقدامات مقتضي .
  10. مراقبت و رسيدگي به حضور و غياب كاركنان اداري و آموزشي و اتخاذ تدابير لازم براي انجام وظايف آنها در غياب ايشان با همكاري ساير كاركنان .
  11. حضور فعال در مدرسه قبل از آغاز كار روزانه و مادامي كه برنامه ها و فعاليت هاي آموزشي و پرورشي در جريان است و خارج شدن از آن پس از خروج تمامي دانش آموزان از مدرسه مطابق با ضوابط .
  12. همكاري در برنامه ريزي جهت تشكيل جلسات مرتبط ( گروه هاي آموزشي و شوراهاي مدرسه ، انجمن اوليا و مربيان ،‌شوراي معلمان و شوراي دانش آموزي و ... ) و زمينه سازي براي حضور فعال اعضا و نيز نگهداري سوابق و صورت جلسات مربوط .
  13. همكاري با مدير در آماده سازي فضا و تجهيزات قبل از آغاز سال تحصيلي و همچنين برنامه ريزي و نظارت بر تجهيز ، توسعه و حفظ و نگهداري اموال ،‌فضاها و تجهيزات آموزشي و پرورشي .
  14. برنامه ريزي ، ثبت نام و سازماندهي دانش آموزان مطابق ضوابط و مقررات مربوط .
  15. اطلاع رساني و اجراي بخشنامه ها ،‌دستورالعمل ها ، آيين نامه ها ، شيوه نامه ها و ... ارجاعي از سوي مدير در چارچوب وظايف محوله .
  16. تهيه و تنظيم گزارش هاي لازم در خصوص فعاليت هاي مدرسه يا همكاري و مشاركت عوامل مربوط جهت ارائه به مدير
  17. پاسخگويي و اطلاع رساني به موقع به والدين ،‌دانش آموزان ، كاركنان و ساير مراجعين برابر ضوابط و مقررات .
  18. انجام كليه امور مربوط به كار با سامانه هاي الكترونيكي ( بكفاي تحت وب ، دانش آموزي, وب سایت مدرسه و کار با سیستم مدبر و ... )
  19. ارائه ی طرح های مناسب جهت تسهیل امور مدرسه 
  20.  امضاء به موقع دفتر حضور و غیاب و پیگیری امضا دفتر توسط دیگر همکاران
  21.  نظارت ، کنترل و ایجاد نظم در برگزاری مراسم ها و نظارت بر رفتار دانش آموزان در ساعات تفریح 
  22.  نظارت بر بهداشت و پو شش دانش آموزان
  23.  به عهده گرفتن مسئولیت مدرسه در غیاب مدیر و معاون
  24.  مدیریت بر اداره کلاس در غیاب معلم مربوطه
  25.  مراقبت و رسیدگی به ورود و خروج دانش آموزان در ساعات آموزشی
  26.  نظارت و مراقبت مستقيم بر نحوه رفتار و حركات و طرز پوشش دانش آموزان در دبيرستان
  27.  ایجاد نظم و نظارت در برگزاری امتحانات و تصحیح اوراق امتحانی
  28.  ارائه طرح های جدید و به روز جهت ارتقاء امور انضباطی
  29.  ابتکار در جهت ایجاد شادابی و نشاط در مدرسه
  30.  ارائه شیوه های مطلوب جهت ارتباط مناسب با اولیاء و دانش‌آموزان
  31.  خلاقیت در ارائه روشهای تشویق و تنبیه در چهارچوب مقررات مدرسه
  32.  آگاه نمودن مسئولین مدرسه از مشکلات اخلاقی و انضباطی دانش‌آموزان
  33.  به کارگیری ادبیات ارتباطی مناسب میان همکاران ، اولیاء و دانش‌آموزان
  34.  ارائه گزارش دقیق به مدیر نسبت به مواردی که در طول روز در مدرسه رخ می دهد  
  35.  نظارت بر كار و فعاليتهاي خدمتگزاران ـ سرايدار ـ نگهبان و ديگر عوامل خدماتي مدرسه ـ مراقبت در حفظ نظافت و وضع بهداشتي و ايمني مدرسه و دانش آموزان و اعمال كوشش هاي مستمر به منظور پيشگيري از بروز ضعف و كمبود در اين زمينه ها و چاره جوئي نارسائي ها در هر مورد و فراهم كردن موجبات كمكهاي اوليه و درمان در موارد لازم .
 

- تشویق دانش آموزان برای شرکت در مسابقات  هنری و فرهنگی و پرسش مهر

-تشویق و راهنمایی دانش آ موزان  به پژوهش های علمی و همایش ها در دبیرستان و دبستان.

-تشویق همکاران در جشنواره های درس پژوهی و اقدام پژوهی و پرسش مهر و تجارب برتر (ناگفته نماند بنده در تمامی زمینه هم بصورت انفرادی و هم گروهی شرکت نموده ام  وصاحب رتبه های اول تا سوم  منطقه استانی و راهیابی به وزارت داشتم ).

-  نوشتن مقالات و غیره ...

 

در تمامی زمینه بعد از توجیه ، خیلی از همکاران و دانش آموزان و حتی اولیا در کنفراس ها و انجمن های مذهبی -علمی و فرهنگی -احکام و عترت و نماز و حفظ قرآن وتفاسیر شرکت نمودند .

 

تدریس و توجیه درس پژوهی و اقدام پژوهی در منطقه بعنوان کارگاه آموزشی  هم در منطقه و هم در مدارس .

 

انجام وظیفه بعنوان  سفیر سلامت و شرکت در جلسات شبکه بهداشت و انتقال تجارب خود به دیگران

 

و اجرای آن بصورت جدی در مدارس

-و راهنمایی دانش آموزان  چه دبیرستانی چه ابتدایی در زمینه چگونگی شرکت در مسابقات و جشنواره و یاری آنها همراه معاون پرورشی .

1-ثبت نام دانش آموزان  د ر سامانه همگام در زمینه مختلف  طرح نور- عترت و احکام- طرح ملی قرآن و پرسش مهر.

نو آوری و تنظیم میثاق نامه های منشور اخلاقی بصورت مصور و افتخار امضای آن توسط مدیریت ومعاون متوسطه اداره در سال 95-96

آموزش مهارتهای زندگی به زبان ساده وسلیس (بهداشت -فناوری-هنری و فرهنگی -نماز و عترت و آشنایی با حلقه ی صالحین -حجب وعفاف-احترم به خود و دیگران -پذیرش مسولیتها با توجه به تواناییهایش در هر مقطع سنی که هستند -آموزش "نه نگفتن "  در شرایط خاص  -مهر ورزی وعدالت پیشگی -قناعت و مبارزه با شکم پرستی -درک بزرگتر ها و دوستان  -صرفه جویی و دوری از اسراف و تبذیر-احترام به داده ها و نعمات خداوند و توانایی سپاسگزاری و تشکر -مصرف بهینه از هر آنچه دارد و حمایت از تولیدات و کا لا های ایرانی و صنایع دست ساز ایرانی و هنچنین آموزش وطن پرستی  و ...

مدارس خانه دوم ومکانیست که کودکان و دانش آموزان تمامی مهارتهای اجتماعی واخلاقی ،علمی و مهارتهای زندگی را که در مطالب و نوشته های پیشین بصورت مفصل بیان نمودیم  میتواند  بیاموزد و خود ما نیز بخوبی یاد بگیریم, چرا که معتقدم در هر یاد دادنی یاد گرفتنی صورت می گیرد و این آموختنی ها  طنابی است دو سر و تعاملی است دو جانبه که بسیار گرانبهاست.

رسیدن به اهداف های جزیی و رفتاری و کلی  مهارتهای زندگی و اجتماعی  در سطح برنامه  تعالی مدیریت که در مقدمه و بیان مسله به آن اشاره شد.

 

کسب رتبه برتر کشور در طرح کرامت -

کسب رتبه در اقدام پژوهی و ثبت آن در کتاب برگزیدگان  مجری پژوهشی آذر بایجان شرقی

-کسب رتبه های اول  استانی در دوسال متوالی در درس پژوهی و اقدام پژوهی

کسب رتبه سوم تفیسر قرآنی 94-95

کسب رتبه سوم در پرسش مهر 97-96

نوشتن مقاله بین المللی عرفان نفس  از مولانا 95-96

کسب رتبه اول استانی پژوهشرای  جابربن حیان منطقه (بعنوان کارشناس مقطع ابتدایی).

داوری در زمینه علمی و تدریس همکاران .

البته ناگفته نماند اغلب دانش آموزانی که مشوق وراهنمایشان بودم صاحب رتبه های استانی و منطقه ای شده اند .

 

 

 

 

 

 

 

      

 

 

 

18 مهارت آموزشی  جهت توصیه به اجرای آن توسط  اولیا و معلمان

 18 مهارت آموزشی ( جهت بهبود  وتقویت مهارتهای زندگی کودکان ):

در حقیقت، مهارت‌های زندگی زیادی وجود دارد که می‌توانید به بچه‌های‌تان بیاموزید تا به آن‌ها کمک کنید اعضای مسئولیت‌پذیر جامعه باشند و به بزرگسالانی شاد و کارآمد تبدیل شوند. در این نوشتار نکات متعددی را قید کرده‌ایم که با کمک آن‌ها به فرزندان‌تان یاد می‌دهید که آدم‌هایی مسئول و کارآمد بار بیایند.

۱- آن‌ها را تشویق کنیم تا یک شغل داشته باشند.

این‌که نوجوان شما در مدرسه عملکرد خوبی دارد، به این معنا نیست که به عنوان یک نیروی کار نیز آمادگی دار‌د. مدرسه آن‌ها را به صورت علمی آموزش می‌دهد.

شما باید اطمینان حاصل کنید که آن‌ها می‌دانند چه‌طور باید شغل‌شان را حفظ کنند.

آن‌ها را تشویق کنید تا مشاغل تابستانی و بعد از مدرسه داشته باشند تا بتوانند مسئولیت‌های شغلی را که در ازای‌اش دستمزد دریافت می‌کنند یاد بگیرند و همین‌طور نحوه‌ی برخورد با دیگران، نحوه‌ی کنار آمدن با مشکلات و داشتن رفتار مناسب را در هر شرایطی بیاموزند.

۲ -تعیین اهداف را به آ‌ن‌ها آموزش بدهیم.

هر کس دارای اهدافی است، اما همه‌ی اهداف، واقع‌گرایانه نیستند. به خصوص نوجوانان معمولا اهدافی غیرعملی برای خودشان تعیین می‌کنند: مثلا معروف، ثروتمند یا محبوب شدن، به خصوص با آن‌چه که در رسانه‌های اجتماعی امروز مشاهده می‌کنند! وظیفه‌ی شما این است که به آن‌ها نشان دهید چه‌طور اهداف واقع‌بینانه برای خودشان تعیین کنند و چه‌طور به آن‌ها دست پیدا کنند.

با نوجوان‌تان درباره‌ی این‌که می‌خواهد در بلندمدت و کوتاه مدت به چه چیزی دست پیدا کند، صحبت کنید. مطالعات بسیاری در مورد رابطه‌ی تعیین هدف و حفظ شادی در زندگی فرد صورت پذیرفته‌است. هر بار که با دستیابی به اهداف‌تان پاداش دریافت می‌کنید، دوپامین در بدن‌تان آزاد می‌شود که مسئول ایجاد انگیزه در شما است.

 

3- به آن‌ها کمک کنیم که احساسات‌شان را کنترل کنند.

همه‌ی ما لحظاتی را تجربه می‌کنیم که در آن‌ها مقابله با احساسات‌مان بسیار دشوار است. این موقعیت می‌تواند درگیری در کار، مسائل مربوط به روابط، یا شرایط دیگری باشد که نیازمند تدبیر هستند. اما، با گذشت زمان، یاد می‌گیریم که چه‌طور تا حدی زیادی مسائل را تحت کنترل نگه داریم. این مشکلی است که بسیاری از نوجوانان با آن روبرو هستند، زیرا آن‌ها باید با کارهای مدرسه، معلمان، فشار همسن و سالان و زندگی‌شان در خانه کنار بیایند، اما شما می‌توانید به آن‌ها کمک کنید.

به آن‌ها یاد بدهید که چه‌طور با یک رفتار سالم، مانند مشغول شدن به ورزش، موسیقی، یا هنر و ساخت صنایع دستی، با احساسات‌شان کنار بیایند. این کار همچنین به افزایش صبر در آن‌ها کمک می‌کند. حتی مربیان شخصی ورزشکاران می‌گویند کنترل عواطف بسیار مهم است. آن‌ها هر چه‌قدر بیش‌تر بتوانند احساسات خود را تحت کنترل نگه دارند، اعتماد به نفس بیش‌تری برای زمانی که شرایط سخت‌تر اتفاق می‌افتد، خواهند داشت.

۴- مهارت‌های مقابله‌ای را برای موارد اضطراری به آن‌ها آموزش بدهیم.

هنگامی که بچه‌های‌تان روی پای خودشان می‌ایستند، به مهارت‌های مقابله‌ای برای روبرو شدن با شرایط اضطراری نیاز دارند. این شرایط می‌تواند آتش گرفتن یک تابه، خراب شدن وسیله یا حتی نشت کردن یک لوله در آشپزخانه باشد.

شما باید وقت بگذارید و موارد اضطراری را که ممکن است اتفاق بیفتد بیش‌تر به آن‌ها یاد بدهید، و همچنین در رابطه یا نحوه‌ی برخورد با آن شرایط نیز آموزش مناسبی به آن‌ها بدهید. آن‌ها همچنین باید یاد بگیرند که چگونه بدون تلفن همراه از عهده‌ی مشکلات بربیایند. ممکن است گوشی زمانی که بچه‌ها به آن نیاز دارند، دچار مشکل شود.

مهارت زندگی برای کودکان

۵-آن‌ها را در مدیریت کارهای خانه شرکت بدهیم.

این‌که نوجوان شما یک اتاق کثیف و به هم ریخته داشته باشد، لزوما بدان معنا نیست که در خانه‌ی خودش هم وضع به همین صورت خواهد بود. بلکه این اوضاع فرصت خوبی است مبنی بر این‌که آن‌ها باید در مورد مهارت‌های مدیریت خانواده مانند بودجه‌بندی، تمیز کردن، برنامه‌ریزی قرار ملاقات‌ها و غیره بیش‌تر یاد بگیرند.

 

 

 ۶- کیف پول‌تان را کنار بگذاریم:

قرار نیست هر بار که فرزندتان از شما درخواست پول دارد، به او پول بدهید. هرچه بیش‌تر به آن‌ها پول می‌دهید، کم‌تر به آن‌ها درس می‌دهید.

یکی از مهم‌ترین مهارت‌های زندگی برای هر کسی این است که چگونه امور مالی خود را مدیریت کند. اگر نوجوان شما مشغول کار است، از او بخواهید که بخشی از دستمزد خود را هر هفته کنار بگذارد و آن را مستقیما داخل حساب پس‌انداز خود واریز کند.

حتی بهتر این است که آن‌ها را تشویق کنید که همین حالا در یک برنامه‌ی پس‌انداز بازنشستگی سرمایه‌گذاری کنند. برنامه‌ریزی برای آینده هرگز زود نیست. این کار نه تنها در مورد مسئولیت مالی به آن‌ها آموزش می‌دهد، بلکه زمانی که واقعا نیاز مالی دارند، پول نقد اضافی خواهند داشت.

۷ -خوردن غذای سالم را تشویق کنیم:

بسیاری از نوجوانان امروز عادت‌های سالم ندارند. آن‌ها بدون انجام هر گونه تمرین ورزشی، در تمام طول روز با تلفن همراه‌شان نشسته‌اند و به درستی غذا نمی‌خورند.

مهم نیست که شما در خانه چه می‌پزید، به هر حال وقتی که دور و برشان نیستید، قطعا هله هوله می‌خورند. یک مربی شخصی یک بار به من گفت: “ایده‌ی خوبی است که آن‌ها را نزد یک متخصص تغذیه ببرید، که می‌تواند رژیم غذایی‌شان را در مسیر درست هدایت کند، و آن‌ها را درباره‌ی غذای سالم که برای انواع بدن‌ها مناسب است، آموزش دهد.” در این‌جا نکته‌ی بسیار مهم، رعایت یک رژیم غذایی سالم متناسب با نوع بدن کودک و فعالیت‌های روزمره‌ی او است.

۸-به آن‌ها یاد بدهیم که «چیزی را که خودت خراب کرده‌ای، خودت هم باید درست کنی!»

بسیاری از پدر و مادرها مرتکب این اشتباه می‌شوند و سعی می‌کنند اشکالات پیش آمده توسط فرزندشان را خودشان حل کنند. در حالی که این رفتار ممکن است زمانی که سن فرزندتان خیلی پایین است درست باشد، اما آن‌ها باید یاد بگیرند که مشکلات‌شان را خودشان حل کنند، به ویژه مشکلاتی که خودشان ایجاد کرده‌اند.

اگر فرزندان‌تان در موقعیت‌هایی قرار بگیرند که می‌توانند از عهده‌ی آن‌ها بربیایند، مانند بحث با یک دوست یا درگیری با معلم، به آن‌ها کمک نکنید. بگذارید خودشان به تنهایی از عهده‌ی مشکل پیش آمده بربیایند، و به جای این‌که کمک‌شان کنید، به آن‌ها مهارت‌های حل مشکل را آموزش بدهید و آن‌ها را “راهنمایی” کنید تا از تجربیات خود درس بگیرند.

 

 

۹-لطفا چتر نجات آن‌ها نباشید!

این مورد رابطه‌ی تنگاتنگی با آموزش مسئولیت‌پذیری به فرزندان‌تان دارد. اگر نوجوان شما دچار مشکلی شود، خواه در مدرسه دچار درگیری شود و خواه با خواهر و برادرش دچار مشکل شود، سریع برای حل مشکل پیش قدم نشوید. دست کم بلافاصله بعد از شروع داستان این کار را نکنید!!!

بله، آن‌ها ممکن است به کمک شما نیاز داشته باشند، اما اجازه دهید تلاش خود را بکنند و درک کنند که چه‌طور باید مسئولیت کارهای خود را بر عهده بگیرند. شما که همیشه دور و بر آن‌ها نیستید تا از تنگنای پیش آمده نجات‌شان بدهید.

۱۰-از آن‌ها بخواهیم که برخی مشکلات را حل کنند.

کار شما این نیست که زندگی را برای نوجوان‌تان سهل و آسان کنید. بلکه کارتان این است که به آن‌ها آموزش بدهید چه‌طور باید در یک جهان واقعی به عنوان یک بزرگسال حرکت کنند و پیش بروند. بنابراین، مشکلات‌ آن‌ها را برای‌شان حل نکنید.

آن‌ها را گاهی در شرایطی قرار بدهید که بتوانند خودشان فکر کنند، و بعد ببینید که چه می‌کنند و چه‌طور از عهده‌ی مشکل پیش آمده برمی‌آیند. وقتی به آن‌ها فرصتی برای حل مشکل می‌دهید، ممکن است شما و خودشان را شگفت‌زده کنند!

 ۱۱- به آن‌ها یاد بدهیم که روی پای خودشان بایستند.

بدیهی است که شما فرزندان‌تان را یک مبارز یا جنگجو بار نمی‌آورید. اما باید به آن‌ها یاد بدهید که در یک درگیری چگونه به مذاکره بپردازند. عصبانی شدن و طوفان به پا کردن، به هیچ وجه به آن‌ها کمک نمی‌کند و من مطمئن هستم که همه‌ی ما به عنوان والدین این موضوع را به سختی فرا گرفته‌ایم.

به آن‌ها مهارت‌هایی را که برای حفظ آرامش در هر موقعیتی نیاز دارند، یاد بدهید! مثلا این‌که قبل از از دست دادن کنترل‌شان تا ۱۰ بشمارند، یاد بگیرند که چگونه خود را از درگیری کنار بکشند، احساسات خود را تشخیص دهند و بتوانند طی درگیری‌ها با این 

۱۲- به آن‌ها یادبدهیم که چه‌طور باید دست خیر داشته باشند.

ما نه تنها باید از خودمان مراقبت کنیم، بلکه باید برای جهان اطراف‌مان نیز همدرد و مهربان باشیم.

راه‌های متعددی وجود دارد که می‌توانید به فرزند نوجوان‌تان آموزش بدهید که چگونه در خوبی‌های این دنیا نقش داشته باشد. آن‌ها را به مناطق محروم ببرید تا به فقرا کمک کنند یا به آن‌ها یاد بدهید که با تمام حیوانات رفتار مهربانانه‌ای داشته باشند.

شما که نمی‌دانید! آن‌ها ممکن است این کارها را خیلی دوست داشته باشند تا حدی که کمک به دیگران به قسمتی از زندگی آن‌ها تبدیل شود.

۱۳- آن‌ها را تشویق کنیم تا به خودشان اعتماد داشته باشند.

مدارس به بچه‌ها آموزش می‌دهند که چگونه باید قوانین را دنبال کنند، اما در مورد مهارت‌های زندگی واقعی چیزی به بچه‌ها یاد نمی‌دهند. شما باید به آن‌ها آموزش بدهید که در حین یاد گرفتن دستورالعمل‌ها، متفکرانی مستقل نیز باشند.

به نوجوانان‌تان کمک کنید تا یاد بگیرند که چگونه به خودشان و تصمیمات‌شان اعتماد کنند. مطمئنا، هر از گاهی تصمیمات بدی هم اتخاذ خواهند کرد، اما از اشتباهات‌شان قطعا درس خواهند گرفت و به این ترتیب کم کم یاد می‌گیرند که چه‌طور باید تصمیمات بهتری بگیرند.

 

۱۴- بودجه‌ی خانوار را به آن‌ها توضیح بدهیم:

شما می‌توانید آن‌قدر با بچه‌های‌تان در مورد بودجه‌ی خانوار صحبت کنید تا به مرز عصبانیت برسید، اما یاد گرفتن این موضوع برای آن‌ها بسیار دشوار خواهد بود، مگر این‌که بودجه‌بندی را در عمل یاد بگیرند.

با آن‌ها درباره‌ی هزینه‌های مختلف خانوار صحبت کنید، از قبیل برق و سایر صورتحساب‌ها، هزینه‌ی مواد غذایی و نگهداری وسیله‌ی نقلیه. درآمد خانوارتان را به آن‌ها نشان دهید و برای‌شان توضیح بدهید که هر قسمت از پول دریافتی کجا هزینه می‌شود. اجازه دهید آن‌ها بودجه‌بندی را یاد بگیرند تا وقتی که روی پای خودشان ایستادند بدانند که چه کار باید بکنند.

 

15-برای‌شان یک کارت اعتباری بگیریم.

برای فرزند نوجوان‌تان کارت اعتباری خودش را بگیرید!

بله! درست خواندید.

این یکی از بهترین راه‌های تدریس مسئولیت مالی به فرزندتان است. اگر آن‌ها کارت را خالی کنند و دیگر اعتباری نداشته باشند، بدهی آن‌ها را پرداخت نکنید. اجازه دهید آن‌ها بفهمند که چگونه باید آن را پرداخت ‌کنند و از آن به طور مسئولانه‌ای استفاده کنند. هر چه زودتر درباره‌ی مسئولیت‌پذیری در رابطه با کارت اعتباری‌شان یاد بگیرند، برای‌شان بهتر است.

۱۶- الگوی خوبی برای آن‌ها باشیم:

اگر شما خودتان هیچ کدام از موارد فوق را انجام ندهید، چگونه می‌توانید انتظار داشته باشید که نوجوان‌تان تبدیل به یک فرد بزرگسال مسئول شود؟

شما بهترین مثال برای آن‌ها هستید، بنابراین بهتر است خودتان هم عملکرد درستی داشته باشید. صورتحساب‌ها را به موقع پرداخت کنید. خانه را تمیز نگه دارید. هر روز سرکارتان بروید. هنگامی که بچه‌ها یک نمونه‌ی عالی مانند شما داشته باشند، آینده‌ی خوبی هم خواهند داشت.

 

17-برای‌شان یک کارت بانکی بگیرید

برای فرزند نوجوان‌تان کارت اعتباری خودش را بگیرید!

بله! درست خواندید.

این یکی از بهترین راه‌های تدریس مسئولیت مالی به فرزندتان است. اگر آن‌ها کارت را خالی کنند و دیگر پولی نداشته باشند، بدهی آن‌ها را پرداخت نکنید. اجازه دهید آن‌ها بفهمند که چگونه باید آن را پرداخت ‌کنند و از آن به طور مسئولانه‌ای استفاده کنند. هر چه زودتر درباره‌ی مسئولیت‌پذیری در رابطه با کارت اعتباری‌شان یاد بگیرند، برای‌شان بهتر است.

۱۸- مهارت‌های مسیریابی را به آن‌ها آموزش بدهید

داشتن گواهینامه‌ی رانندگی به این معنا نیست که فرد مهارت مسیریابی هم دارد. علاوه بر یاد دادن رانندگی به آن‌ها، چگونگی مسیریابی را نیز به آن‌ها آموزش بدهیم.

آن‌ها باید بدانند که چگونه از یک سیستم GPS و همچنین یک نقشه استفاده کنند، چگونه از ترافیک ساعت‌های شلوغی هم در شهر و هم در بزرگراه حرکت کنند و دیگر مهارت‌هایی که در دوره‌های آموزش رانندگی یاد نخواهند گرفت. البته، آن‌ها همچنین باید یاد بگیرند که چگونه در ترافیک صبور باشند و مهارت‌های رانندگی دفاعی را یاد بگیرند.

ما نقش بسیار مهمی را برای آموزش مهارت زندگی برای کودکان ایفا می‌کنیم

به منظور آماده کردن نوجوانان برای سنین بزرگسالی، ما  به عنوان پدر یا مادر، باید به آن‌ها مهارت‌های حیاتی زندگی را آموزش دهید تا بتواند افراد کارآمدی در زمان بزرگسالی باشند.

گفتگوی باز با بچه‌های‌تان  هم در منزل  هم دانش آموزان در مدرسه داشته باشیم و بگذاریم آن‌ها بدانند که می‌توانند برای دریافت پاسخ سوالات‌شان نزد شما بیایند؛ و اگر در زمینه‌ی توسعه‌ی هر یک از مهارت‌هایی که دوست دارید یاد بگیرند نیاز به کمک دارند، همیشه حاضر و آماده هستید. اگر در این امر با هم پیش بروید، می‌توانید به نتایج مثبتی دست پیدا کنید. گفتگو و رابطه‌ی راحتی با آن‌ها داشته باشید و اگر مشکلی دارند، حرف‌های‌شان را گوش کنید و راه‌هایی برای مقابله با این مشکلات و گذر از آن‌ها در کنار هم پیدا کنیم.


آموختن مهارتهای فردی

بیشترافراد تصور می‌کنند مهارت‌های لازم برای راه‌اندازی و رشد کسب‌وکار، تنها شامل مهارت‌هایی مانند طراحی و راه ندازی کسب‌وکار و هرشده است و اغلب به مهارت‌های فردی و بین فردی کمتر توجه می‌شود اما استفاده از مهارت‌های فردی و بین فردی، می‌تواند سایر مهارت‌ها را بهبود داده و یا باعث رشد آن‌ها شود. به‌عنوان‌مثال، هرچقدر هرم که مدل کسب‌وکار خوبی طراحی کنید، بدون داشتن مهارت ارائه نمی‌توانید مدل کسب‌وکارتان را به‌صورت مؤثر به سرمایه‌گذار یا مشتریان خود معرفی کنید؛ حال ممکن است لازم باشد خودتان مهارت‌های ارائه را فرابگیرید و یا از افراد دیگری برای این کار استفاده کنید.
از نمونه مهارت‌های فردی و بین فردی، می‌توان به خودآگاهی، مدیریت ابهام، مهارت‌های ارائه، مذاکره و ... اشاره کرد. این مهارت‌ها هم در زندگی شخصی و هم در زندگی کاری شما کاربردهای بسیاری دارند. سعی کنید این مهارت‌های کلیدی را یاد بگیرید، زیرا به شما انرژی بالایی داده و با ایجاد حس بهتری نسبت به خود، انگیزه و اعتمادبه‌نفستان بیشتر می‌شود. این مهارت‌ها ذاتی نبوده و قابل یادگیری و پرورش هستند. 
بااین‌که یادگیری مهارت‌های فردی و بین فردی را قبل از یادگیری دیگر مهارت‌های کسب‌وکار ضروری می‌دانیم اما به این نکته مهم توجه داشته باشید که این مهارت‌ها فقط مربوط به شروع یک استارت‌آپ نیستند. نه‌فقط در زمان شروع، بلکه در تمام‌مسیر راه‌اندازی کسب‌وکار خود، با این مهارت‌ها سروکار خواهید داشت و روزبه‌روز به تجربه شما در به‌کارگیری از این مهارت‌ها افزوده می‌شود.

در کنار این مهارت‌ها، ویژگی‌هایی همچون اشتیاق و ریسک‌پذیری نیز در کارآفرینان موفق وجود دارد که در مسیر موفقیتشان به آن‌ها کمک کرده است. شما می‌توانید با شناخت و آگاهی از این ویژگی‌ها در وجود خود، در مسیر راه‌اندازی و توسعه کسب‌وکارتان از آن‌ها کمک بگیرید.

وقتی به استارت‌آپ‌هایی که تبدیل به شرکت‌های بزرگی شده‌اند یا در حال رشد و توسعه هستند نگاه کنید، متوجه شباهت‌هایی در مورد آن‌ها می‌شوید. برای مثال روندهای اجرایی، ترکیب تیم و زمان‌بندی انجام کارها در آن‌ها شبیه به هم است. حتی بزرگ‌ترین ایده‌ها نیز می‌توانند بدون رهبری منعطف و توانمند در رأس تیم، برای رسیدن به موفقیت تلاش و مبارزه کنند؛ اما تنها یک رهبر کارآفرین می‌تواند ایده‌ای با پتانسیل متوسط را تبدیل به کسب‌وکاری افسانه‌ای کند. عوامل محیطی بسیاری در موفقیت کسب وکارها نقش داشته ولی ویژگی‌های خاصی نیز در موسسان آن‌ها دیده شده که باعث موفقیت شده است. اگرچه همه این ویژگی‌ها در یک فرد کارآفرین به طور کامل وجود ندارد، ولی تقریبا در همه آن‌ها مشترک است. این ویژگی‌ها عبارت‌اند از:

۱- اشتیاق (Passion): اگر نسبت به کارتان شور و شوق نداشته باشید، غیرممکن است به کارآفرین موفقی تبدیل شوید. اشتیاق به‌صورت ذهنی تعریف می‌شود، ولی آنچه در تعریف اشتیاق مهم است وجود هیجان بالا در فرد برای انجام کار مورد علاقه اش است. ممکن است شما نسبت به همه کارهایی که قرار است انجام دهید و افرادی که قرار است با آن‌ها کارکنید، شور و شوق نداشته باشید، ولی این مهم است که در پایان روز از انجام فعالیت های مربوط به کسب‌وکار خود راضی و خوشحال باشید. بدون اشتیاق، بهره‌وری شما پایین خواهد بود و با اشتیاق بالا می‌توانید به موفقیتی که آرزویش را داشته اید برسید. داشتن اشتیاق برای راه‌اندازی استارت‌آپ، منجر به تبدیل ایده‌ به واقعیت می‌شود. این اشتیاق باعث می‌شود شب و روز بدون خستگی برای موفق شدن تلاش کنید و نا‌امید نشوید.

۲- پشتکار (Perseverance): کارآفرینان باید قادر باشند با موانع پیش رویشان مقابله کنند. کسب‌وکار یک‌شبه پدید نمی‌آید و تبدیل ایده به واقعیت زمان‌بر است. آن چیزی که کارآفرینان را بزرگ می‌کند پشتکار آن‌ها و پیگیر بودن نسبت به رشد کسب‌وکار، صرف‌نظر از شکست‌های متوالی است.

 

۳- تدبیر و ابتکار (Resourcefulness): این ویژگی به کارآفرینان کمک می‌کند ازآنچه دارند بهترین استفاده را ببرند. دارایی‌های یک کارآفرین در زمان راه‌اندازی استارت‌آپ محدود است و آن‌ها باید بتوانند با تدبیر و ابتکار عمل به بهترین شکل ممکن از این دارایی‌ها بهره لازم را ببرند. کارآفرینان علاوه بر استفاده بهینه از دارایی‌های خود، توانایی استفاده از دارایی‌های شبکه افراد مرتبط با خود را نیز دارند.

۴- ریسک‌پذیری (Risk Taking): کارآفرینان ریسک‌پذیر، آماده رفتن به‌سوی آینده‌ای پیش‌بینی‌نشده هستند، اما لزوماً همه ریسک کنند‌‌گان کارآفرینان موفقی نخواهند شد. کارآفرینان در شرایط ریسک، معمولاً زمان و پول خود را روی ناشناخته‌ها به خطر می‌اندازند، اما آن‌ها نیز منابع و برنامه‌هایشان را در برخورد با «ناشناخته‌های شناخته‌نشده» به کار نمی‌گیرند. هنگام ارزیابی ریسک، کارآفرین موفق این سؤال را از خودش می‌پرسد که آیا این ریسک ارزش هزینه کردن زندگی کاری‌، پول و زمانم را دارد یا خیر؟ و اگر این سرمایه‌گذاری موفق نشود چه‌کاری باید انجام دهم؟ کارآفرینان معمولاً ریسک‌های حساب‌شده را انتخاب می‌کنند. آن‌ها قبل از تصمیم به اختصاص منابعشان به دنبال ارزیابی خطرات و ریسک‌هایی هستند که با فرصت انتخابی آن‌ها مرتبط است. همچنین آن‌ها به دنبال ارزیابی توانایی‌ها‌ی خود در مدیریت ریسک، مزایا و چالش‌هایی هستند که از سرمایه‌گذاری بر آن فرصت به دست می‌آورند. کارآفرینان می‌توانند از ریسک کردن به سود برسند و گاهی ممکن است با پذیرش ریسک بیشتر، به سود بیشتری نیز دست پیدا کنند. بااین‌حال، کارآفرینان همیشه ترجیح می‌دهند ریسک‌هایی که توانایی مدیریت آن‌ها را دارند، انتخاب کنند.

۵- خودباوری و سخت‌کوشی ( Hard Work& Self-belief): کارآفرینان از انجام کارهای مربوط به کسب‌وکارشان لذت می‌برند و خود را وقف کارشان می‌کنند. آن‌ها خود را باور دارند و از اعتمادبه‌نفس‌ بالایی نیز برخوردارند. کارآفرینان معمولاً سرسختی خود را از طریق تمرکز شدید بر کار و باور زیاد به موفقیت نشان می‌دهند.

۶- سازگاری و انعطاف‌پذیری (Adaptability & Flexibility): کارآفرینان موفق انعطاف‌پذیری بالایی دارند و در شروع کسب‌وکار خود، تغییرات محیط بیرونی را در مرحله تبدیل ایده به محصول، مدنظر قرار می‌دهند و متناسب با تغییرات محیط، ایده و محصول خود را نیز تغییر می‌دهند. داشتن اشتیاق نسبت به کاری که قرار است انجام دهید و حتی سرسختی و سماجت شما بسیار مهم است؛ اما اگر نسبت به مشتری و نیاز بازار انعطاف نداشته باشید، کسب‌وکارتان محکوم‌به شکست خواهد بود؛ زیرا نیازهای بازار پویا هستند و تغییرات در نیازهای مشتریان امری طبیعی است. کارآفرینان موفق، با استقبال از همه پیشنهاد‌ها و واکنش مناسب نسبت به تغییرات، به دنبال بهینه‌سازی و سفارشی کردن بیشتر محصول هستند تا به عرضه بهتر و رضایت بیشتر مشتری منجر ‌شود.

۷- قدرت تحمل ابهام (Tolerance of Ambiguity): این ویژگی را توانایی مقاومت در برابر ترس از شکست (مانند ترس از تحقیر شدن، ترس از‌ دست دادن پول، آبرو و اعتبار) و ابهامات مربوط به شروع کسب‌وکار (سؤالاتی مانند آیا در این کار موفق می‌شوم؟ آیا نرخ سودآوری این کار بالاست؟) تعریف می‌کنند. کارآفرینان توانایی پذیرفتن عدم قطعیت‌های شروع کسب‌وکار را دارند و این ابهامات را به‌عنوان بخشی طبیعی از شروع هر کسب‌وکار می‌دانند.

۸- نیاز به استقلال (Need for Autonomy): نیاز به استقلال نیرویی انگیزشی برای کارآفرینان است تا احساس کنند بر سرنوشت خودکنترل دارند، می‌توانند کاری را برای خود انجام دهند و رئیس خود باشند. کارآفرینان شخصیتی دارند که نمی‌توانند برای دیگران کار کنند و به آن‌ها وابسته باشند. استقلال‌طلبی عاملی برای کمک به کارآفرینان است تا به اهداف و رؤیاهای خود برسند.

۹- منبع کنترل درونی (Internal locusofControl): منبع کنترل، اعتقاد افراد به این است که آیا وقایع خارجی سرنوشت آن‌ها را تعیین می‌کند یا تلاش و کوشش خودشان؟ افرادی که منبع کنترل درونی دارند، بر این باورند که می‌توانند آینده را بر اساس رفتار و اقدامات خود رقم بزنند؛ اما افراد با منبع کنترل بیرونی معتقدند که رفتارشان هیچ تأثیری بر حوادثی که در آینده برایشان اتفاق خواهد افتاد، ندارد و شکست یا پیروزی به‌صورت تصادفی و توسط عوامل محیطی تعیین می‌شود. نتایج پژوهش‌ها نشان می‌دهد که افراد دارای منبع کنترل درونی نسبت به افراد دارای منبع کنترل بیرونی، موفق‌ترند. کارآفرینان نیز معمولاً دارای منبع کنترل درونی هستند و بر این باورند که رفتار و تصمیمات خودشان، سرنوشت آن‌ها را تعیین می‌کند.

۱۰- انگیزه پیشرفت (Need for Achievement): بنیان‌گذاران کسب‌وکار‌ها همیشه برای جستجوی راه‌حل‌های جدید و بهتر نسبت به رقبای فعلی خود در بازار دارای انگیزه بوده و به دنبال عملی کردن این راه‌حل‌ها هستند. به‌عبارت‌دیگر، ‌کارآفرینان انگیزه زیادی برای موفق شدن و پیشرفت دارند و به ماندن در سطح فعلی قانع نیستند.

۱۱- مثبت اندیشی (Positive Thinking): مثبت اندیشی، امید، استقامت و پایداری را در پی خواهد داشت که این سه، راهگشای جاده پرفرازونشیب پیروزی‌ خواهند بود. اسکات ونترلا (Scott W. Ventrella) نویسنده کتاب «تفکر مثبت ضامن موفقیت کسب‌وکار» در کتاب خود آورده است که اعتقادات انسان، افکار وی را شکل می‌دهند. افکار، تنظیم‌کننده احساسات و درنهایت احساسات، عامل رفتار فرد هستند. هم‌چنین اعتقاد دارد که تنها مانع ساختن فردا، شک‌هایمان درباره امروز است؛ پس بگذارید با اعتقاد قوی و فعال به‌پیش برویم. نوع نگاه کارآفرینان به دنیا با دیگران متفاوت است. کارآفرینان و افراد موفق، نسبت به آینده خوش‌بین امیدوارند


 

مهارتهای اجتماعی  و کار کرد آن در زندگی

 

چگونه موفقیت در زمینه های مختلف بدست می آید ؟

لازمه موفقیت هر فرد در جامعه داشتن مهارتهای اجتماعی متعدد در تعامل باسایرین می باشد. اما اینکه مهارتهای اجتماعی چیست،  باید دانست انواع آن چگونه است و چه کارکردهایی دارد ؟

 تعاریف متعددی ازمهارت های اجتماعی توسط صاحب نظران مددکاری اجتماعی ،روانشناسی وسایررشته های یاورانه انجام شده است. بطور کلی می توان گفت مهارت هاي اجتماعي عامل مهمي در شكل دادن روابط، ‌بالا بردن كيفيت تعاملات اجتماعي و حتي سلامت روان افراد هستند. اين مهارت ها مي تواند به عنوان الگوي كامل رفتارهايي كه توسط يك فرد در روابط بين فردي نشان داده مي شود تعريف شود. از اين منظر رفتارهاي اجتماعي انطباقي يك ساختار پيچيده اي است كه ويژگي ها و خصيصه هاي بين فردي در سطح كلان (macro-envirment) را همانند عوامل زمينه اي در سطح خرد(micro-envirment) درگير مي كند.(تئدور و دیگران،2005). مهارت های اجتماعی از نظر کارکرد های اجتماعی در سه طبقه قرار می گیرند:

الف: مهارت های اجتماعی که رشد ارتباط اجتماعی را تسهیل می کنند: اکثریت افراد برقراری ارتباط با سایرین را یک هدف مطلوب و تجربه ای پاداش دهنده و یا به عبارتی یک رویداد تقویت کننده می دانند. این تعاملات شامل وعده ملاقات، داشتن هم صحبت و دوست صمیمی یا ملاقات افراد در مهمانی ها و سایر اجتماعات غیر رسمی است. تمام مهارت های اجتماعی که پیدایش یک ارتباط اجتماعی را تسهیل می کنند وجه مشترکی دارند. به طوری که مهارت های اجتماعی، جذابیت اجتماعی یا ارزش تقویتی فردی که آن را بروز می دهد را افزایش می دهند. چنین رفتارهای نه تنها دریچه ای به سوی ارتباط های تقویت کننده می گشاید بلکه این احتمال را که دیگران از هر فرصتی برای ارتباط با چنین فردی استفاده کنند، افزایش می دهد.

ب- مهارت های اجتماعی که دربافت بین فردی برای نیل به تقویت های غیر اجتماعی به کارمی روند: مهارت های اجتماعی در مواردی فرد را در جهت رسیدن به هدف مطلوبی که در اصل بین فردی نیست یاری می دهند. مثلاً مهارت های مصاحبه شغلی در یک بافت اجتماعی وجود دارد ( تعامل بین متقاضی و مصاحبه گر) ولی تقویت کننده ای که اکثر متقاضی ها در پی آن هستند، استخدام است و نه ایجاد یک رابطه. لذا مهارت های مصاحبه شغلی، نشان دهنده ترکیبی از رفتارهای اجتماعی است که فرد را به سوی یک تقویت کننده غیراجتماعی ولی مهم سوق دهد( انگلبرگ و اسجوبرگ، 2004).

ج- مهارت های اجتماعی که مانع از دست دادن تقویت های جاری می شوند: بر خلاف مهارت هایی که اصولاً ارزش تقویتی یک فرد را افزایش داده  واکنش گرایشی سایرین را تسهیل می کنند و نیز مهارت هایی که باعث دست یافتن فرد به اهداف مطلوب غیر اجتماعی  می شوند، توانایی های متعددی برای مقابله با رفتارهای نا معقول دیگران لازم است که جرأت امتناع چنین هدفی را تأمین می کند. در اینجا جرأت امتناع به آن توانایی هایی اطلاق می شود که یک نفر برای جلوگیری از سد و مانع شدن دیگران لازم دارد. این توانایی ها راه های اجتماعی مناسبی  برای ابراز احساسات، عدم توافق ها و یا درخواست برای تغییر رفنار غیر معمول دیگری فراهم می آوردند(میولین و همکاران،2005).


تاریخچه ,مدل و بیان مسئله (مهارت زندگی )

تاریخچه تدوین مهارت های زندگی :
 
امروزه علی رغم ایجاد تغییرات عمیق فرهنگی و تغییر در شیوه های زندگی، بسیاری از افراد در رویارویی با مسائل زندگی فاقد توانایی های لازم و اساسی هستند و همین امر آنان را در مواجهه با مسائل و مشکلات زندگی روزمره و مقتضیات آن آسیب پذیر نموده است.
پژوهش های بی شماری نشان داده اند که بسیاری از مشکلات و اختلالات روانی عاطفی ریشه های روانی اجتماعی دارند. برای مثال در زمینه سوء مصرف مواد مشخص شده است که چهار عامل عزت نفس پایین، ناتوانی در بیان احساسات، فقدان مهارت های ارتباطی و تاثیر پذیری اجتماعی با این مشکل ارتباط دارند.
 
بنابراین انسان ها برای مقابله سازگارانه با استرس ها ، موقعیت های مختلف و تعارض های زندگی به یک سری مهارت های فردی و اجتماعی نیاز دارند که آنان را در کسب این توانایی تجهیز نماید. این مهارت ها بسیار زیربنایی بوده و در فرآیند رشد و تحول شکل می گیرند.
 
با توجه به موارد ذکر شده ، سازمان جهانی بهداشت در سال ۱۹۹۳ به منظور ارتقای سطح بهداشت روانی و پیشگیری از آسیب های روانی اجتماعی برنامه ای را با عنوان ” آموزش مهارت های زندگی” تدارک دید.
 
  مدل های آموزش مهارت های زندگی:
به طور کلی دو نوع مدل برای آموزش به افراد ارائه شده است:
 
مدل اول:
 
که توسط سازمان بهداشت جهانی تدوین شده است مبتنی بر آموزش مهارت های ده گانه می باشد. این مهارت های ده گانه در ادامه به تفضیل معرفی می شوند.
 
مدل دوم:
بیشتر بر آموزش به نوجوانان تاکید دارد و به ۴-H معروف است. ۴-H نام سازمانی در ایالات متحده است که بنیاد ملی غذا و کشاورزی و وزارت کشاورزی این کشور آن را اداره می کند. یکی از اهداف این سازمان کمک به جوانان به منظور رسیدن به نهایت استعداد آنان و همچنین پیشبرد حوزه توسعه جوانان است.
نام این بنیاد نمایانگر چهار حوزه توسعه فردی مورد توجه این سازمان است : سر، قلب، دست ها و سلامت. هر حوزه شامل یک سری زیر مجموعه است که در ادامه توضیح داده می شود.
 
 
  مدل H-4
 
  حیطه اول : سر (Head)
 
  یاد بگیریم چگونه بیاموزیم؟ تصمیم گیری حل مساله
 
  حیطه دوم : قلب (Heart)
 
  ارتباط همکاری مهارت های اجتماعی حل تعارض پذیرش تفاوت ها
 
  حیطه سوم : دست ها (Hands)
 
  شرکت در خدمات داوطلبانه مسئولیت پذیری همکاری در گروه
 
  حیطه چهارم: سلامتی (Health)
 
  سبک زندگی سالم مدیریت استرس پیشگیری از بیماری امنیت شخصی
 
  مهارت های زندگی ده گانه
 
همان طور که قبلا گفته شد این مهارت ها توسط سازمان بهداشت جهانی معرفی شده اند و تا حدودی با مهارت های ارائه شده توسط مدل ۴-H همپوشانی دارند. مدل رایج در آموزش عمدتا مدل مهارت های زندگی ده گانه است.
 
  ۱- مهارت خودآگاهی
 
خودآگاهی یا خودشناسی اولین و مهم ترین مهارت است. این مهارت پایه و زیر بنای یادگیری تمام مهارت ها و همچنین داشتن یک زندگی با کیفیت می باشد. انسان با شناخت صحیح از خود در بسیاری از مواقع بحرانی قادر به کنترل هیجانات منفی خود و در نتیجه تصمیم گیری های صحیح و منطقی می باشد. این مهارت شامل موارد زیر می شود:
 
  اگاهی از نقاط ضعف اگاهی از نقاط قوت تصویر – خود واقع بینانه آگاهی از حقوق و مسئولیت ها توضیح ارزش ها
 
  ۲- همدلی

انسان موجودی اجتماعی است. دنیای امروز نیز ایجاب می کند که انسان ها با یکدیگر در تعامل باشند. این تعامل در عین داشتن مزایا، معایبی نیز به دنبال دارد. انسان ها در عین با هم بودن و فواید بیشمار آن دچار مسئله و اختلاف با یکدیگر نیز می شوند. اینجا است که داشتن مهارت های همدلی، پذیرش یکدیگر و قبول تفاوت ها اهمیت پیدا می کند.
 
 
  علاقه داشتن به دیگران تحمل افراد مختلف رفتار بین فردی همراه با پرخاشگری کمتر دوست یابی احترام قائل شدن برای دیگران
 
  ۳- مهارت های ارتباطی
 
داشتن مهارت های ارتباطی به استحکام هر چه بیشتر روابط کمک می کند. مهارت های ارتباطی در انواع موقعیت های اجتماعی به فرد کمک می کنند تا بهترین عملکرد را داشته باشد.
 
  ارتباط کلامی و غیر کلامی موثر ابراز وجود مذاکره امتناع غلبه بر خجالت گوش دادن
 
  ۴- مهارت های بین فردی
 
امروزه برای موفقیت در بسیاری از امور نیازمند کار گروهی هستیم. باید یاد بگیریم که چگونه گروه تشکیل دهیم. چه رفتاری در گروه داشته باشیم و چگونه مرز خود را حفظ کنیم. مهارت های بین فردی در این زمینه به ما کمک می کنند.
 
 
  همکاری و مشارکت اعتماد به گروه تشخیص مرزهای بین فردی مناسب دوست یابی شروع و خاتمه ارتباطات
 
  ۵- مهارت حل مسئله
 
  دنیای امروز، پر از مساله و چالش است. مهارت حل مسئله می آموزد که می شود به مشکلات هم به چشم یک فرصت نگاه کرد. به ما می آموزد که چگونه به دنبال حل مساله باشیم. گاهی به دنبال فشار روانی ناشی از مشکلات به دنبال راه حل های هیجان محور هستیم .
  راه حل هایی که مانند یک مسکن هستند و به طور موقت باعث آرامش ما می شوند. اگر چه این راه حل ها همیشه هم بد نیستند اما در صورت استفاده افراطی از آن ها منجر به فرار فرد از مشکلات می شود و حتی گاهی باعث می شود که فرد برای اجتناب همیشگی از مشکلات به مواد مخدر روی بیاورد.
  تشخیص مشکلات، علل و ارزیابی دقیق
 
  ۶- مهارت تصمیم گیری
 
همه ما همواره در معرض تصمیم گیری های مهم هستیم. اگر بتوانیم تحلیل دقیقی از موقعیت داشته باشیم و همین طور از ویژگی های خود به خوبی آگاهی داشته باشیم می توانیم تصمیم های مناسبی در طول زندگی خود بگیریم.
  تصمیم گیری فعالانه بر مبنای آگاهی از حقایق تصمیم گیری بر مبنای ارزیابی دقیق موقعیت ها مهارت حل تعارض تشخیص راه حل های مشترک
 
 ۷- مهارت مقابله با هیجانات منفی
 
  همه ما در طول عمر خود، هیجانات منفی را تجربه کرده ایم. هیجانات منفی چندان خوشایند نیستند، ولی وجود دارند. داشتن مهارت مقابله با آنها به افزایش کیفیت زندگی کمک می کند.
 
شناخت هیجانات خود و دیگران مقابله صحیح با هیجانات مقابله با موقعیت هایی که قابل تغییر نیستند
 
  ۸- تکنیک های کنترل استرس
استرس بخش جدایی ناپذیر دنیای امروزی است. در کنار همه تجهیزاتی که برای زندگی امروزه در اختیار داریم، ضرورت استفاده از تکنیک های کنترل استرس انکار ناپذیر است. استرس بیش از حد تاثیرات مخربی بر کیفیت زندگی و سلامت بدن دارد. تکنیک کنترل استرس به آرامش بیشتر ما ، کیفیت زندگی و سلامتی جسم کمک می کند.
 
  ۹- مهارت تفکر نقادانه
همه ما امروزه در معرض انواع اطلاعات قرار داریم. اطلاعاتی که خیلی از آنها نادرست هستند. داشتن تفکر نقادانه به ما کمک می کند که بتوانیم اطلاعات درست را تشخیص دهیم و بهترین راه ممکن را انتخاب کنیم. این مهارت به ادراک از تاثیرات اجتماعی- فرهنگی بر نگرش و رفتار ما کمک می کند. همچنین باعث می شود به این نکته واقف شویم که منابع اطلاعاتی همیشه درست نمی گویند.
 
  ۱۰-مهارت تفکر خلاق
 
تفکر خلاق به نگاه ما به مسائل جهت می دهد. خیلی مواقع مشکلات با داشتن کمی خلاقیت حل می شوند. تفکر خلاق در انواع زمینه ها مانند محیط خانوادگی ، تربیت فرزند، محل کار و … به کمک انسان می آید. همچنین نقش مهمی از پیشرفت های مهم انسان در تمامی زمینه ها با تفکر خلاق مرتبط است. یعنی علاوه بر حل مشکلات خود می توانیم به حل مشکلات دیگران نیز بپردازیم و حتی در پیشرفت علم بشریت سهیم باشیم.
 
  چرا باید مهارت های زندگی را بیاموزیم؟
 
 
ارتقا بهداشت روان و پیشگیری اولیه
 
آموزش مهارت های زندگی بر عوامل زیر بنایی مشترک در بسیاری از زمینه های ارتقا بهداشت روانی و پیشگیری اولیه تاثیر می گذارد. به عنوان مثال عدم مهارت هایی همچون مقابله با هیجانات منفی و یا عدم کنترل استرس منجر به بروز بیماری های دیگر از جمله بیماری های جسمی و یا حتی افسردگی می شود. نداشتن مهارت تصمیم گیری باعث تصمیم گیری های غلط و تغییر مسیر زندگی خیلی از نوجوانان و یا حتی بزرگسالان می شود.
 
توانمند کردن افراد
 
آموزش مهارت های زندگی یک رویکرد کل نگر برای توانمند کردن افراد برای شناخت خود، دیگران و محیط می باشد. این آموزش ها ، نگرش ها و ارزش ها را نیز تحت تاثیر قرار می دهد. افراد علاوه بر اینکه یاد می گیرند مهارت های زندگی را در موقعیت های واقعی زندگی به کار ببرند، حقایقی را نیز در موقعیت های مختلف می آموزند.
 
تحقق توانایی بالقوه و انطباق با تغییرات زندگی
 
این برنامه موجب می شود که دانش و نگرش ها به توانایی های بالفعل تبدیل شوند و فرصت و زمینه انجام چنین کاری را نیز فراهم می آورد. در مواقع تجربه بحران های زندگی و تجربه هیجان های منفی مهارت های آموخته شده به کمک ما می آیند و می توانیم شرایط را به خوبی مدیریت کنیم. آموزش مهارت ها یک نقش طبیعی و مهم در انطباق افراد با شرایط زندگی مانند تکامل طبیعی فرهنگ ها، رشد اقتصادی و تغییر ساختار زندگی دارد.
 
 
  آموزش مهارت های زندگی مخصوص چه سنینی است؟
 
واقعیت این است که این آموزش ها مخصوص همه افراد جامعه است و متعلق به سن خاصی نیست. همه ما در تمام دوران زندگی خود باید تصمیم های مهم بگیریم، با استرس و هیجانات منفی کنار بیاییم ، چالش های مختلفی را تجربه کنیم و به دنبال حل مساله باشیم. پس به این مهارت ها نیاز داریم.
 
  چگونه این مهارت ها را یاد بگیریم؟
 
خوشبختانه مراکز مختلفی به آموزش این مهارت ها می پردازند. از کلینیک های تخصصی روانشناسی گرفته تا فرهنگ سراهای مختلف و حتی سراهای محله. برنامه های تلویزیونی و رادیویی نیز در این زمینه اختصاص داده شده است. همچنین کتاب های خود آموزی نیز در این زمینه تهیه شده است که می تواند به شما یاری برساند.
 
بیان مسئله:
انواع مهارت های زندگی:
1)مهارت خودآگاهی: توانایی شناخت دقیق و درست از خود؛ به بیان دیگر، شناخت نگرش ها، باورها، اندیشه ها، توانایی ها، هیجان ها، مهارت ها و کاستی های خود(تصویر واقع بینانه از خود) به منظور شناخت بیشتر و بهتر حقوق فردی، اجتماعی و مسئولیت های خود.
ویژگی های افراد خودآگاه:
_ برای خود ارزش فراوانی قایل هستند.
_ از روحیه انتقادپذیر، مسئولیت پذیر و انعطاف پذیر برخوردارند.
_ از ارزش ها و باورهایشان آگاهی کامل دارند و از آنها به گونه ای منطقی و خردمندانه دفاع می کنند.
_ احساس خوشنودی و رضایت خاطر زیادی دارند.
_ در مقابل فشارها و ضربه های اجتماعی و روانی پایداری بیشتری از خود نشان می دهند.
_ به جای کوچک کردن یا سرزنش دیگران با آنها در کمال احترام برخورد می کنند.
_ بیشتر زمان ها از اندیشه مثبت نگری برخوردارند.
_ روحیه همکاری و مشارکت بالایی دارند.
_ از رایزنی و راهنمایی گرفتن از افراد کارشناس استقبال می نمایند.
تمرین های کسب خودآگاهی:
_ فرصتی فراهم کرده سری به خودمان بزنیم و از خود بپرسیم: "من کیستم؟"
_ به این باور برسیم که در جهان هستی وجودی منحصر به فرد هستیم و توانایی هایی داریم که که دیگران آنها را ندارند.
_ بدانیم انسانیت ما در اعماق وجود ما نهفته است، آنها را کشف کرده و در رفتارهایمان به کار گیریم.
_ تلاش کنیم از خود تصویری مثبت، تصویر انسانی موفق و توانا داشته باشیم.
_ گاهی در تنهایی با خود خلوت کرده و به رفتارها و عملکردهایمان بیندیشیم.
_ مهمترین عامل موفقیت و شادکامی در زندگی، باوری است که به خود داریم؛ تلاش کنیم آن را کشف کنیم.
_ انسان ها همان گونه که می اندیشند زندگی می کنند، پس مثبت بیندیشیم.
_ عواملی که موجب نگرانی در ما می شوند را شناسایی کرده و با اولویت بندی در برطرف کردن آنها بکوشیم.
_ با شناخت علاقه ها و تمایلات، شوق زندگی در ما تزریق می شود.
_ کاستی ها و عیب های رفتاری، احساسی و عاطفی خود را شناسایی و فهرست کرده و در جهت برطرف کردن آنها اقدام نماییم.
_ مراقب باشیم! اگر توانمندی های ما با غرور همراه باشند، جزئی از ناتوانی های ما به شمار می روند. 
_ موانعی را که در کمین اند تا نگذارند به شخصیت اصلی خود دسترسی پیدا کنیم، بنویسیم و راه های روبرو شدن با آنها را از منابع گوناگون کشف کنیم.
_ از وابستگی ها و هر چیزی که ما را غمگین می کند رها شویم.
_ عشق ورزیدن را در خود گسترش داده و از دشمنی و تنفر که زیبایی ها را زشت و کدر کرده و انرژی درونی انسان را کاهش می دهند، بپرهیزیم.(تمرین: هر روز یکی از کینه هایی را که در دل داریم فراموش کنیم.)
_ گاهی با پناه بردن به سکوت می توانیم نداهای درونی خویشتن را بهتر بشنویم و به آگاهی عمیق تری نسبت به خود دست یابیم.
_ برخی از باورهای اشتباه(باورهایی که با خرد انسان سازگار نیستند و به راحتی زیر سوال می روند) که از پیش در ذهن ما خانه کرده اند، موجب می شوند که شناخت حقیقی از خود نداشته باشیم. چه خوب است که گاهی با خانه تکانی ذهن بتوانیم آن را از این باورهای اشتباه قدیمی خالی کرده و فضا را برای ایجاد آرامش و خودشناسی در وجودمان باز کنیم.ُ
_ پناه بردن به دامن طبیعت می تواند به کسب خودآگاهی عمیق تر ما کمک کند.
_ فرض کنیم تنها یک سال دیگر فرصت زندگی کردن داریم!؛ چه کارهایی را انجام خواهیم داد؟ چرا از هم اکنون انجام ندهیم؟
_ خیلی روشن به این پرسش پاسخ دهیم: "برای چه در این دنیا هستیم و هدف و مقصود ما از زندگی چیست؟"
_ تصمیم های مهم زندگی خود را بنویسیم و پاسخ دهیم که مرکز تصمیم گیری ما چیست.(جسم مان: مقتدر و مسالمت جو هستیم/قلب مان: دوست داشتنی، اهل عمل و نوآور هستیم/ذهن مان: دانا، راستگو، وفادار بانشاط و شاد هستیم.)
_ با گفت و گو با افراد نزدیک به خود، فهرستی از نقاط مثبت و منفی خود به دست آوریم.    
  
2)مهارت همدلی: تمایل پاسخ دهی به حالت عاطفی دیگران با حالت عاطفی مشابه. یعنی این که بتوانیم مسایل دیگران را حتی زمانی که در آن شرایط قرار نداریم درک کرده و برای دیدگاه ها و احساسات آنها ارزش قایل شویم.
این مهارت موجب می شود تا به دیگران توجه کنیم، آنها را دوست بداریم و خود نیز مورد توجه و دوست داشتن دیگران قرار گرفته با ایجاد روابط اجتماعی بهتر به هم نزدیکتر شویم.
اثرات همدلی:
_عامل پیشگیری بسیاری از رفتارهای ناخوشایند می شود.
_ در طرفین احساس خوشایند و مثبت به وجود می آورد.
_ فرد را از احساس تنهایی نجات می دهد.
_ موجب گرفتن تصمیم های درست تر می شود.
_ از بسیاری تعارض ها و بد فهمی ها جلوگیری می کند.
_ همدلی به جا و مناسب موجب تعدیل و اصلاح شناخت، احساس و رفتار می شود.
_ در محکم کردن روابط همسران می تواند نقش مهمی داشته باشد.
_ احساس آرامش و نیروی ادراک فرد را افزایش می دهد.
_ موجب افزایش اعتماد به نفس می گردد.
_ زمینه شناخت بیشتر و بهتر از دیگران را فراهم می آورد.
_ روابط خانوادگی و اجتماعی را بهبود می بخشد.
_ امنیت روانی و آسایش خاطر را تقویت می نماید.
_ میل به شرکت در فعالیت های گروهی را افزایش می دهد.
_ بیان احساسات خود و درک احساسات دیگران را آسان تر می کند.
راهکارهای تقویت همدلی:
_ در ارتباط با دیگران به آنها فرصت دهیم تا احساس های خود را به راحتی بیان کنند.
_ چون همدلی بر پایه خودآگاهی است، هر چه بیشتر نسبت به احساس های خودمان آگاهی داشته باشیم، بهتر می توانیم احساس های دیگران را درک نماییم.
_ تظاهر به همدل نکنیم و به احساس های دیگران لطمه نزنیم.
_ در زمان همدلی به حالت های چهره و حرکت های طرف مقابل توجه کنیم و با درک احساس هایش به او بفهمانیم که برایش اهمیت و ارزش و احترام قایل هستیم.
_ در ارتباط با دیگران، پیش از اقدام به هر کاری، لحظه ای هم که شده خود را به جای آنها قرار دهیم.
_ هنگام بروز مشکل، احساس های خود را با دیگران در میان بگذاریم.
_ متوجه باشیم که همدلی از سوی دوستان دارای حد و اندازه ای است و زیاده روی در آن امکان سوء استفاده را فراهم می آورد.
_ اطرافیان خود را به خاطر رفتارهای همدلانه شان تشویق کنیم.
_ از افرادی که موجب دلسردی ما شده یا احساس های همدلانه ما را جدی نمی گیرند، دوری کنیم.
_ در همدلی با دیگران از دلسوزی و ترحم، مقایسه کردن، دستور دادن، داوری کردن، نصیحت کردن، سرزنش کردن و مقصر دانستن آنها بپرهیزیم، زیرا با این کارها به احساس ها پر امید آنها لطمه وارد می کنیم.
_ برای تقویت حس همدلی اعضای خانواده، روابط صمیمانه برقرار کرده و به ارتباط های عاطفی آنان بیشتر توجه نماییم.
_ به اواخر دوران کودکی که پیشرفته ترین سطوح همدلی پدیدار می شوند، بیشتر توجه کنیم.
_ در هنگام همدلی، احساس های خود را شمرده بیان کنیم تا طرف مقابل احساس آرامش بیشتری بنماید.
_ به سخنان طرف مقابل گوش داده و به او اطمینان دهیم که تلاش می کنیم مانند او به مشکل نگاه کنیم.
_ با یادآوری تجربه های مشابهی که داشته ایم، در درک احساس های همدلانه دیگران بهتر عمل می کنیم.
_ مشکلات دیگران را کوچک و بی ارزش یا بیش از حد بزرگ جلوه ندهیم.
_ بسیار مهم: تلاش کنیم در همدلی راه حل ارایه ندهیم، چون طرف مقابل دلش می خواهد تنها ناراحتی خود را با کسی درمیان بگذارد و از جانب او درک شود.
 
3)مهارت روابط بین فردی: فرآیندی است که به وسیله آن آگاهی ها و احساسات خود را از راه پیام های کلامی و غیرکلامی با دیگران در میان می گذاریم.
این توانایی موجب تقویت رابطه گرم و صمیمی ما با دیگران به ویژه اعضای خانواده، تقویت روحیه مشارکت، اعتماد واقع بینانه و همکاری با دیگران می شود و از این راه می توانیم مرزهای روابط گام برداشته و هرچه زودتر به دوستی های مناسب و ناسالم خود پایان دهیم، پیش از آنکه مورد آسیب جدی قرار بگیریم.
عوامل تاثیرگذار در روابط بین فردی:
_ گوش دادن فعال: توجه به پیام های کلامی و غیر کلامی دیگران برای درک دقیق تر معانی و فهم احساس ها
_ پرسیدن سوال های مناسب در زمان مناسب به منظور شفاف سازی پیام و برانگیختن تفکر افراد
_ احترام گذاشتن: پذیرفتن و گرامی داشتن بی قید و شرط دیگران
_ ابراز وجود: بیان افکار، احساسات، باورها و حقوق خویش به گونه ای که در دیگران ایجاد مقاومت و ناراحتی ننماید.
_ "نه" گفتن در مقابل درخواست های نابجای دیگران
_ کار گروهی
کارکرد های روابط بین فردی:
_ موجب به دست آوردن و حفظ جایگاه افراد نزد دیگران می شود.
_ افراد به درستی یا نادرستی عملکرد خود و دیگران بیشتر پی می برند.
_ موجب افزایش توانایی افراد برای روبرو شدن با ناسازگاری ها و مشکلات زندگی می گردد.
_ آرامش روحی و امنیت روانی بیشتر افراد را فراهم می آورد.
_ فرصتی به وجود می آورد تا افراد چیزهای جدیدی یاد بگیرند و افق دیدشان را گسترش ببخشند.
_ موجب احساس مسئولیت بیشتر افراد نسبت به یکدیگر می شود.
_ سبب تقویت احساس همدلی، همکاری، هماهنگی و همفکری افراد با دیگران می گردد.
پیشنهادهایی برای تقویت روابط بین فردی:
_ محیط را آماده برقراری ارتباط نماییم و تلاش کنیم در ارتباط، شروع کننده خوبی باشیم.(یک سلام و احوال پرسی گرم، فشردن دست طرف مقابل و...)
_ در برقراری ارتباط به سن، شرایط، موقعیت اجتماعی و شخصیت افراد توجه کنیم و متناسب با آن رفتار نماییم.
_ هنگام گفت و گو، سخنان یکدیگر را قطع نکنیم.
_ برای تقویت ارتباط از پراکنده گویی، پر گویی و مقدمه چینی زیاد بپرهیزیم.
_ بدانیم، گوش دادن فعال نیازمند به دست آوردن مهارت بوده و به انرژی و تعهد نیازمند است.
_ هنگام حضور در مکان های جدید، نخست به دنبال آشنایان باشیم، سپس افرادی را جستجو کنیم که با آنها راحت تر می توان ارتباط برقرار کرد.
_ در ارتباط بین فردی علاوه بر کلام، از روش های غیر کلامی(گوش دادن، نگاه کردن، استفاده از ژست ها و چهره ها، ایما و اشاره و...) به خوبی استفاده کنیم.
_ برای ادامه یک ارتباط خوب، از خوب گویی و تحسین مناسب و به جا استفاده کنیم.(آفرین، خیلی خوب گفتید، من هم با نظر شما موافقم و...)
_ از کوچک کردن، سرزنش و توهین به دیگران خودداری کنیم.
_ در صورت قطع ارتباط، تنها دیگران را مقصر ندانسته و خودمان در صورت امکان برای ارتباط دوباره پیشقدم شویم.
_ هنگام گفت و گو، از داوری درباره رفتار گوینده پرهیز نماییم.(خب، تقصیر خودت بوده، اگه این کار رو نمی کردی اینطور نمی شد و...). به عنوان نمونه می توانیم بگوییم: "بهتره مساله رو یک بار دیگه مرور کنیم..."
_ با احترام گذاشتن به دیگران، احترام خود را تضمین نماییم.
_ برای برطرف کردن کمرویی و خجالت افراطی، می توان از افراد آگاه و کارشناس(مشاور، روانشناس و...) کمک گرفت.
_ از افراد یا مکان هایی که در آنجا دچار مشکل می شویم، فهرستی تهیه کرده و با کمک گرفتن از دیگران(به ویژه کارشناسان) به فکر حل آنها باشیم.
_ تلاش کنیم با برقراری ارتباط خوب و موثر در خانواده، الگوی مناسبی برای دیگر اعضا باشیم.
_ در روبرو شدن با نظر مخالف دیگران، بهتر است با پذیرش آن به عنوان یک دیدگاه متفاوت، در تقویت رابطه بین فردی خود تلاش نماییم.
_ در زمانهای عدم امکان ارتباط حضوری، از دیگر ابزارهای ارتباطی مانند تلفن، ایمیل، پیام کوتاه و... استفاده کنیم.
_ افرادی را که در برقراری و ایجاد ارتباط دچار کاستی هستند، به کارهای گروهی(ورزشی، فرهنگی، اجتماعی و...) تشویق و راهنمایی کنیم.
_ در مکان های اجتماعی(جشن ها، آیین ها و...) شرکت نماییم.
_ با آگاهی از حقوق خود و دیگران در روابط بین فردی، از سوء استفاده های احتمالی پیشگیری کنیم.
_ توانمندی ها مهارت های ارتباطی خود را شناخته و در عمل به کار بگیریم.(رعایت فرهنگ گفت و گوی درست، شوخی به جا با رعایت حریم دیگران و...)
_ افراد خانواده و دوستان خود را با اسم کوچک و پسوندهای زیبا صدا بزنیم.(عزیزم، گرامی، گلم و...)
_ شنونده خوبی برای دیگران باشیم و آنها را تشویق کنیم درباره خودشان صحبت کنند.(نظر شما چیست؟ شما چه فکر می کنید؟ چه احساسی داری؟ و...)  
 
4)مهارت ارتباط موثر: رابطه ای است کلامی و غیر کلامی میان دو یا چند نفر که در طی آن افراد می توانند باورها، خواسته ها، نیازها و هیجان های خود را بیان نموده و به نوعی احساس رضایت دست یابند.
اثرهای برقراری ارتباط موثر با دیگران:
_ تقویت اعتماد به نفس
_ درک متقابل
_ رضایت خاطر
_ احساس سودمندی و مفید بودن
_ تقویت رشد اجتماعی، روحی، روانی و عاطفی
_ تامین بخشی از نیازهای اساسی انسان
_ انتقال صریح پیام به دیگران
راهکارها و نکته های مهم روانشناختی در ارتباط موثر:
_ بپذیریم که افراد با هم تفاوت دارند: شناخت ویژگی های شخصیتی دیگران و رفتار کردن متناسب با آن.
_ بدانیم که افراد در وضعیت های احساسی متفاوت، رفتارهای گوناگون دارند.
_ نگرش و دنیای هر فرد متفاوت است: زیرا هر فردی دنیا را از دید خود درک می کند. بنابراین باید مقابله با دنیا و نگرش دیگران را کنار بگذاریم، دنیای آنها را بپذیریم، به دنیای آنها پا بگذاریم سپس آنهارا به دنیای خود دعوت نماییم.
_ آدم ها را دوست داشته باشیم: لازم است به اصول دیگران احترام بگذاریم، حتی اگر آنها را قبول نداریم.
_ باور به این که هم من خوبم، هم شما خوبید.
_ کوشش غیر مستقیم برای برقراری ارتباط، بسیار موثرتر است. 
_ مقاومت دیگران را درک کنیم.
_ همیشه "برنده-برنده" بیندیشیم: لازمه این کار این است که بپذیریم همه انسان ها در حال تغییر و دگرگونی هستند. باید پیوسته از خود بپرسیم که در این ارتباط، من برای او چه سودی دارم یا چرا بایستی دیگران برای من کاری را انجام بدهند؟
_ شخصیت افراد را از رفتارشان جدا کنیم: اگر رفتار طرف مقابل برای ما قابل پذیرش نبود،تنها همان رفتار ناپسند وی را زیر سوال ببریم نه کل شخصیت وی را.
_ خوب گوش بدهیم: وقتی کسی با ما حرف می زند باید تلاش کنیم در چشم هایشان نگاه کنیم، احساسات بیان شده آنها را درک نماییم، با حرکت های چشم، ابرو و... به آنها نشان دهیم که مشتاقانه به گفته هایشان گوش می دهیم و از ارایه راه حل، نصیحت، قضاوت کردن و دستور دادن بپرهیزیم.
_ دیگران را بدون شرط بپذیریم(همان گونه که هستند) و تلاش نکنیم آنها را در قالب انتظار و خواسته خود شکل دهیم.
_ ارتباط خود را با کلمه "من" شروع کنیم؛ بدون مقصر دانستن یا سرزنش دیگران.(من کمی خسته ام، لطفا صدای تلویزیون را کم کنید...)
_ روشن، کوتاه و گزیده صحبت کنیم.  
_ متوجه نیازهای اساسی زیستی، روانی، عاطفی و اجتماعی اطرافیان خود باشیم و آنها را در حد توان خود برآورده سازیم.
_ گفت و گو با دیگران را خوب شروع کنیم.(سلام، احوال پرسی و مقدمه چینی مناسب)
_ مقدمه چینی زیاد و حاشیه پردازی مانع ارتباط موثر است.
_ بتوانیم احساسات و هیجان های خود را کنترل نماییم.
_ در برقراری ارتباط با دیگران موقعیت زمانی و مکانی را در نظر داشته باشیم.
_ از تن و آهنگ صدای مناسب استفاده کنیم.
_ از تماس چشمی و حالت های چهره مناسب استفاده نماییم. 
 
5)مهارت مقابله با استرس: در دنیای امروز، همواره با تغییرات گسترده پیچیده روبرو هستیم و هر تغییری با فشارهای روحی روانی(استرس) همراه است. فراگیری این مهارت به ما کمک می کند تا استرس های گوناگون و اثرها آنها را شناخته و راه های کاهش یا مدیریت بر آنها را به دست آوریم.
استرس: واکنش جسمانی، روانی و عاطفی در برابر یک محرک بیرونی است که می تواند موجب سازگاری فرد با تغییرات شود.
لایه های استرس:
 _ استرس کم(مثبت): فشار روانی کم در سازگاری ما نقش موثری دارد و در وجود ما به انگیزه و میل مثبت برای پیشرفت تبدیل می شود. مانند استرس دانش آموز برای امتحان. 
_ استرس زیاد(منفی): فشار روانی شدید، پایدار و طولانی موجب بروز خستگی، فرسودگی و بیماری می گردد.
در چه افرادی استرس تاثیر بیشتری دارد؟ افرادی که:
_ با رویدادی بسیار ناگوار روبرو می شوند.
_ نسبت به رویدادها و حوادث برداشت ذهنی و طرز تلقی منفی دارند.
_ وابستگی بیش از حد به خانواده و دوستان دارند.
_ اعتماد به نفس کافی ندارند.
_ به جامعه و آینده خوشبین نیستند.
_ ناراحتی های خود را با دیگران درمیان نمی گذارند.
_ احساس می کنند در برابر رویدادهای آینده ناتوان هستند.
_ سابقه بیماری های جسمی و روانی دارند.
_ از حمایت های اقتصادی، اجتماعی و خانوادگی مناسب برخوردار نیستند.
_ ذهن خود را درگیر مسایل روزمره می کنند.
_ در گذشته استرس بیشتری را تجربه کرده اند.
_ به طور ناگهانی و بدون زمینه قبلی با رویدادی استرس زا روبرو می شوند.
_ رویداد های استرس زا را به صورت طولانی و مداوم تجربه کرده اند.
_ از خرد و وجدان خود استفاده نکرده و پیرو اخلاق مناسب نیستند.
راهکارهای مقابله با استرس:
_ شناسایی عوامل استرس زا و از میان برداشتن آنها
_ به دست آوردن آگاهی های دقیق تر از محیط پیرامون
_ اطمینان از سلامتی روانی و جسمانی خود و مراجعه به پزشک در صورت لزوم
_ نرمش و ورزش مداوم حتی روزی نیم ساعت، پیاده روی تند، استفاده از رژیم خوراکی سالم، تنفس عمیق شکمی با تمرکز، خواب شبانه و استراحت کافی و...
_ داشتن هدف و برنامه نوشته شده بلند مدت، سالانه، ماهانه، هفتگی و روزانه
_ زودتر حرکت کردن برای رسیدن به محل کار یا قرار ملاقات
_ اولویت بندی کارها و انجام مهمترین آنها در ابتدا 
_ پذیرش مشکلات به همان صورتی که هستند و به دنبال راه حل بودن
_ فریاد کشیدن در محیط های سرسبز و هوای آزاد(کوه، دشت، اطراف شهر و...)
_ بازی کردن با بچه ها
_ استفاده از ماساژ، وان آب گرم، مراقبه، یوگا و... 
_ پیشقدم شدن در کمک به دیگران و ایجاد یک حس خوب در آنها
_ جنبه مثبت رویدادها را دیدن و به خوبی ها و زیبایی ها اندیشیدن
_ خندیدن(یکی از سالم ترین پادزهرهای فشار روانی) و لبخند زدن
_ تمرکز نکردن بر روی اخبار نا خوشایند به ویژه اخبار رسانه ها(تلویزیون، روزنامه و...)
_ استفاده نکردن از الکل و تنباکو
_ گوش دادن به موسیقی های آرامش بخش(به ویژه موسیقی بدون کلام)
_ نه گفتن به درخواست های نابجای دیگران
_ گفت و گو با دیگران در مورد مشکلات و و نگرانی های خود
_ مصرف ویتامین C
_ ناراحت نکردن خود به خاطر مسایل کوچک(مشکلات بزرگ از مسایل کوچک ناشی می شوند.)
_ شب ها زود و به موقع خوابیدن و سحرخیزی
_ مراجعه به مشاور روانشناس یا روانپزشک در صورت موثر نبودن راهکارهای گفته شده
 
6)مهارت مدیریت بر هیجان ها: اگر بتوانیم مدیریت مطلوبی بر هیجان های خود مانند شادی، غم، خشم، ترس، نگرانی و... داشته باشیم، رویاها،خاطره ها و ادراک های ما جان می گیرند.
تعریف هیجان: تغییرات جسمانی و روانی که به طور مستقیم به دنبال ادراک یک واقعیت تحریک کننده ایجاد می شوند.
کارکرد های هیجان ها: 
_ به زندگی ما تحرک و روح می بخشند.
_ موجب همبستگی بیشتر ما و دیگران می گردند. 
_ پایه و اساس هنر و آفرینش آثار هنری هستند.
_ می توانند موجب تولید یا اتلاف نیرو و انرژی شوند.
_ این توانایی را دارند که به کارهای کمک کننده یا آسیب زننده منجر شوند.
مدیریت هیجان ها(هوش هیجانی): این مهارت فرد را توانا می سازد تا هیجان ها را در خود و دیگران تشخیص داده، شیوه تاثیر آن بر رفتار را بداند و واکنش مناسبی به هیجان های گوناگون نشان دهد. امروزه افراد را به میزانی که توانا باشند از هیجان ها به سود خود و روابط شان استفاده کنند، دارای هوش هیجانی می دانند.
اهمیت هوش هیجانی:
_ در موقعیت های تهدید کننده و خطرناک رفتار مناسبی را از خود بروز دهیم.
_ از خوشنودی و شادی در زندگی خود و اطرافیان مان به شکل شایسته استفاده نماییم.
_ نیازهای دیگران را بهتر درک کرده و ضمن همدلی برای کمک به دیگران پیشقدم باشیم.
_ حس مسئولت پذیری را در ما افزایش می دهد.(پذیرش مسئولیت احساسات خود)
پیشنهادهایی برای افزایش مدیریت هیجان ها:
_ با تشکیل جلسه های گروهی، درباره احساسها و هیجان های خود آگاهی های دقیق تری پیدا کنیم.
_ هیجان ها را مانند میهمان های خود گرامی بداریم، ولی به آنها اجازه ندهیم هر کاری که دوست دارند انجام دهند.
_ تلاش کنیم بر هیجان های مثبت و پسندیده خود مانند شادی، عشق، همدلی و... بیفزاییم.
_ به کودکان کمک کنیم تا واژه ها و جمله هایی را که دربرگیرنده هیجان ها و احساس ها می باشند را بیاموزند، احساس های خود را نقاشی کند،... و خود نیز بهتر احساس های خود را بیان نماییم.
_ ضمن به وجود آوردن محیطی امن و آرامش بخش، درباره احساس های خود به راحتی گفت و گو کنیم و صداقت هیجانی را از راه عشق بدون شرط تشویق نماییم.
_ برای شناخت بهتر احساس های دیگران از دستور دادن، توهین، داوری، نصیحت و تهدید کردن پرهیز نموده و با گوش دادن به آنها و دقیق شدن به زبان بدن(حالت ها و حرکت های اعضای بدن و صورت)، احساس های آنها را شناسایی کنیم.
_ هیجان های خود(به ویژه هیجان های منفی) را بلافاصله ابراز نکنیم.
_ در حالت های هیجانی شدید، مشاجره نکنیم و تصمیم نگیریم، زیرا پیرو احساس های منفی خواهیم شد.
_ در هیجان های مثبت و منفی یکدیگر سهیم شویم.
_ در کنترل هیجان های پر انرژی مانند خشم، تنفر و... از روش های آرمیدگی هیجانی، تنفس عمیق، پیاده روی، نوشیدن آب سرد، دویدن و... استفاده نماییم.
_ هیجان های منفی ما از جمع شدن نیازهای هیجانی برآورده نشده ما به وجود می آیند. پس بهتر است درباره هیجان های ظاهرا منفی مانند خشم گفت و گو کنیم.
_ به جای نامگذاری افراد با صفت های گوناگون(ترسو، دیوانه و...) احساس آنها را نامگذاری کنیم(مثل اینکه خشمگین هستی، به نظر می رسه احساس ترس می کنی،...).  
_ هرگاه تصور کردیم که از نظر احساسی و هیجانی نیاز به کمک و تقویت بیشتر داریم، به دوستان با تجربه و یا روانشناس و مشاور مراجعه نماییم.
_ تلاش کنیم رفتارهای هیجانی نامطلوب و خطرناک(خشم، اندوه، افسردگی و...) را به تعویق انداخته با تدریج ترک کنیم.
_ تاثیر افکار بر هیجان ها و احساس ها زیاد است. ضروری است با شناخت افکار و افزایش خودآگاهی، هیجان های خود را بیش از پیش کنترل نماییم.
نکته بسیار مهم: به یاد داشته باشیم که خلاف کاری و جرم و جنایت از احساس ناتوانی، ناکامی، تحت کنترل بودن و احساس زیان کاری به وجود می آید. اسلحه، چاقو، مواد مخدر و...، جانشین احساس محترم بودن می گردند. کسانی که مورد احترام قرار می گیرند نیازی به اسلحه و چاقو برای قدرتمند شدن و یا سیگار برای احساس بزرگی و قدرت ندارند. پس بیاییم با گرامی داشتن، محبت و عشق ورزی به یکدیگر، هیجان های منفی را به مثبت تبدیل کنیم.
 
7)مهارت حل مساله: ما هر روزه با مسایل فراوانی روبرو هستیم که برخی ساده و برخی پیچیده اند. مهارت حل مساله این توانایی را به ما می دهد که با توجه به تجربه های عملی و توانمندی های ذهنی خود بتوانیم در جهت حل مساله یا مشکل قدم برداشته و به نتیجه دلخواه دست یابیم. 
مراحل حل مساله:
_ شناسایی یا طرح مساله: ذهن(فکر یا احساس) فرد با مساله یا مشکلی رو به رو می شود.
_ جمع آوری اطلاعات: برای مشخص شدن دقیق مساله یا مشکل انجام می شود. معمولا از راه گفت و گو با دیگران(به ویژه کارشناسان)، تجربه های قبلی، کتاب ها، اینترنت و دیگر منابع رسانه ای و اطلاعاتی صورت می گیرد و هر چه اطلاعات دقیق تر و مناسب تر باشند، فرد برای رسیدن به "حل مساله" موفق تر خواهد بود.
_ تعریف دقیق مساله: شخص با بررسی اطلاعات جمع آوری شده و دسته بندی مسایلی که از آن مشکل به وجود آمده اند، به ریشه و ماهیت مشکل پی می برد.
_ تولید و آفرینش راه حل های گوناگون: شخص تلاش می کند راه حل های گوناگون را از راه بارش فکر(همه راه حل های ممکن که به ذهن می رسد)، تعامل و هم اندیشی با دیگران به دست آورده آنها را می نویسد. هدف در این مرحله تنها پیدا کردن راه حل های گوناگون است، نه این که کدام یک از راه حل های انتخاب شده بهتر و قابل قبول تر است.
_ بررسی راه حل های گوناگون و برگزیدن بهترین راه حل: شخص هر یک از راه حل های یادداشت شده را با شماره ارزش گذاری می کند تا دریابد کدامیک از راه حل ها کارایی بهتر و قابلیت اجرایی بیشتری دارد و به نوعی زودتر و بهتر می تواند مساله و مشکل را حل نماید. هدف در این مرحله برخلاف مرحله قبلی، قضاوت و داوری است و به بررسی کیفیت و محتوای را حل ها ارایه شده می پردازد، راه حل های نادرست را حذف و بهترین راه حل ارایه شده را انتخاب می کند.
_ اجرا و ارزیابی: پس از برگزیدن بهترین راه حل و اجرای آن، ارزیابی از مشکل یا مساله آغاز می شود. اگر راه حل انتخاب شده موفقیت آمیز باشد، مشکل پایان می یابد. اگر نباشد اولویت(راه حل) دوم را به اجرا می گذارد.
نکته مهم: در صورتی که فرد نتواند با پیاده کردن راه حل های ارایه شده به حل مساله برسد، امکان دارد تعریف درست و دقیقی ا مساله نداشته است. در این صورت بهتر است دوباره مراحل را از تعریف دقیق مساله شروع و ادامه دهد.
راهکارهایی برای تقویت مهارت حل مساله:
_ کمک کنیم تا خود و دیگران به کسب این مهارت در زندگی بیشتر احساس نیاز کنیم.
_ به ویژگی های شخصیتی، احساسی و رفتاری خود و دیگران توجه ویژه داشته باشیم.
_ به شرایط زمان و مکان توجه داشته باشیم که آیا برای بیان آن مساله آماده است یا خیر؟
_ از راه همدلی با دیگران می توانیم آنها را در حل مساله کمک کنیم بدون آنکه در آنان مقاومت ایجاد نماییم.
_ برای حل مساله ضروری است اطلاعات دقیق و لازم را ازمناع مطمئن به دست آوریم.
_ با ایجاد باور و نگرش مثبت می توان در حل مساله گام های موثرتری برداشت.
_ اگر کسی برای حل مساله ای از ما کمک خواست، فوری راه حل ارایه ندهیم، بلکه نخست از او بپرسیم: خودت چه راه حل هایی به ذهنت می رسد؟ و سپس وی را در مسیر حل مساله راهنمایی کنیم.
_ از طرح مساله یا مشکل از سوی فرزندان یا دوستان و نزدیکان استقبال نماییم.
_ از به کار بردن جمله هایی مانند: "مشکل خودت است!" یا "به من ربطی ندارد!" و... بپرهیزیم.
_ بدانیم که همیشه اولین، کوتاه ترین یا سریع ترین راه حل، بهترین راه حل نیست و نیاز به بررسی بیشتر و دقیق تری دارد.
_ در رو به رو شدن با انبوهی از مسایل به هم تنیده، تلاش کنیم آنها را از نظر اهمیت اولویت بندی کنیم.
_  اگر راه حلی را انتخاب کردیم ولی به نتیجه نرسیدیم، ناامید نشده و به دنبال راه حل های دیگری باشیم؛ چرا که شکست یک راه حل، پایان همه راه حل ها نیست.
_ اگر اجازه دهیم کودکان پاسخ پرسش هایشان را خودشان کشف کنند، در سنین بالاتر توانایی حل مساله بیشتری خواهند داشت.
_ از مسخره کردن راه حل های اولیه در کودکان به شدت دوری کنیم، زیرا به دست آوردن توانایی حل مساله را در آنها به تاخیر می اندازد.(اگر از آن جلوگیری نکند!)
 
8)مهارت تصمیم گیری: موفقیت در زندگی، در گرو تصمیم گیری های درست و منطقی انسان است. این مهارت به ما کمک می کند تا با دانش و آگاهی کافی با توجه به اهداف واقع بینانه خود، از میان راه حل های گوناگون بهترین راه حل را برگزینیم، به کار بگیریم و پذیرای پیامدهای آن نیز باشیم.
تعریف تصمیم گیری: فرآیند بررسی، پیشبینی و ارزیابی نتایج از راه حل های موجود و انتخاب قطعی یک راه حل برای رسیدن به هدف است.
نقش و اهمیت تصمیم گیری: 
_ زمینه رشد عاطفی، اجتماعی و روانی بیشتری را در تصمیم گیرنده فراهم می آورد.
_ تصمیم گیری درست و سنجیده، در آغوش کشیدن موفقیت و در نتیجه احساس رضایتمندی هر چه بیشتر را در فرد فراهم می سازد.
_ حس مسئولیت پذیری را در فرد گسترش داده و به او کمک می کند تا پیامدهای تصمیم خود را بر عهده بگیرد.
_ نیاز به خودمختاری فرد را برآورده می کند.
_ موجب افزایش اعتماد به نفس و خودباوری در فرد می گردد.
انواع تصمیم گیری:
_ ساده: تصمیم گیری هایی که درباره مسایل روزمره و عادی زندگی انجام می شود.(مانند خرید کردن برای منزل)
_ اضطراری: تصمیم هایی که در شرایط اضطراری، زمانی که به طور ناگهانی با مساله ای مواجه می شویم، می گیریم.(مانند زمانی که دوستی به ما برای اولین بار سیگار پیشنهاد کرده یا ما را به انجام کاری پرخطر تشویق می کند و...)
_ احساسی: تصمیم هایی هستند که بر اساس واکنش های هیجانی مانند احساس دلسوزی، ترس، نگرانی، غم و... گرفته می شوند.(مانند کمک به دیگران در شرایط بحرانی یا ویژه مانند مرگ بستگان، سیل، زلزله و...)
_ آنی: تصمیم هایی که در شرایط غیر مترقبه می گیریم. در این نوع تصمیم گیری، به طور معمول نخستین راه حلی که به ذهن می رسد، برگزیده و اجرا می گردد.(مانند زمان پدیدار شدن یک خودرو در مسیر حرکت خودروی ما از رو به رو و...)
_ تقدیری: زمانی که فرد از قدرت و مهارت تصمیم گیری کم بهره باشد، تصمیم را  به شانس واگذار می کند.(مانند فردی که پاسخ درست پرسش 4 گزینه ای را نمی داند و یکی از گزینه ها را علامت می زند و...) 
_ تاخیری: گاهی فرد برای فرار از تصمیم گیری چالش برانگیز، آن را به تاخیر می اندازد.(مانند کار امروز را به فردا انداختن و...)
_ منطقی و اساسی: تصمیم گیری هایی که نیازمند بررسی و ژرف اندیشی بیشتری می باشند؛ زیرا تا مدت های طولانی در زندگی فرد اثرگذار خواهند بود.(مانند گزینش همسر، رشته تحصیلی، کسب و کار و...) این نوع تصمیم گیری به طور عام بر اساس واقعیت ها صورت می گیرد.
عوامل تاثیر گذار در تصمیم گیری:
_ اطلاعات: شامل دانش و آگاهی هایی است که درباره موضوع مورد تصمیم از منابع گوناگون به دست می آوریم.
_ فشارهای اجتماعی: شامل فرهنگ، آداب و رسوم، عادت ها و قوانین جامعه ای است که در آن تصمیم گیری می کنیم.
_ موقعیت اجتماعی: شامل نقش، جایگاه و منزلت اجتماعی(اداری، تحصیلی، اقتصادی و...)تصمیم گیرنده می شود. 
_ فشار همسالان و گروه: فشار گروه هایی که به آنها تعلق خاطر داریم نیز می تواند در تصمیم گیری ما دخالت داشته باشد.
_ ویژگی های شخصی: باورها، ارزش ها، احساس ها، منش و شخصیت هر فرد 
_ سن افراد: ویژگی های مربوط به هر دوره سنی(کودکی، نوجوانی، جوانی، بزرگسالی و سالمندی)
_ موقعیت مکانی و زمانی: قرار گرفتن در یک شرایط زمانی و مکانی ویژه
_ خواسته ها و آرزوهای پدر و مادر: در تصمیم گیری فرزندان به ویژه نوجوانان، تاثیر بسیاری دارد.(مانند فرزندی که مجبور می شود به خاطر خوشنودی پدر و مادرش رشته تحصیلی و کاری را بر خلاف علاقه خود برگزیند و...) 
_ رسانه های همگانی: تبلیغات و پیام هایی که از راه آنها منتشر می شود.
فرآیند تصمیم گیری:
_ مشخص کردن موضوع یا چالش: آن را تعریف و مشخص کرده و در زمان هایی که فرصت لازم وجود دارد، با یادداشت کردن موضوع اصلی و تقسیم کردن به اجزای تشکیل دهنده آن، به بررسی دقیق تر می پردازیم.
_ جمع آوری اطلاعات: همه راه حل های موجود را، چه خوب و چه بد، از راه بارش فکر جمع آوری و یادداشت می کنیم و هر یک را ارزش گذاری کرده یا نمره می دهیم.
_ بررسی پیامدهای هر انتخاب: تلاش می کنیم تا با استفاده از نیروی اندیشه، تجربه های ذهن و همچنین دیدگاه های دیگران، به بررسی و پیشبینی پیامدهای مثبت و منفی هر یک از انتخاب های خود در مرحله پیشین بپردازیم.
_ اجرای تصمیم گیری: بهترین راه حل بررسی شده از میان انتخاب های پیشین را به مرحله اجرا گذاشته و تصمیم خود را عملی می سازیم.
_ ارزشیابی دوباره: تصمیم گرفته شده را پس از اجرا، ارزیابی می کنیم. دستیابی به نتایج مثبت نشان دهنده درست و موفقیت آمیز بودن تصمیم گیری ماست، ولی اگر به نتایج مورد نظر دست نیافتیم، راه حل های پیشین را دوباره بررسی می کنیم تا تصمیم مناسب تری بگیریم.
راهکار های تصمیم گیری درست و منطقی:
_ در تصمیم گیری بهتر است با افراد آگاه، کارشناس و باتجربه در آن مورد ویژه، رایزنی کنیم.
_ در مورد تصمیم های گروهی یا خانوادگی، بهتر است دیدگاه های همه افراد گروه یا خانواده را نیز جویا شویم.
_ تلاش کنیم خودآگاهی خویش را افزایش دهیم.
_ در مورد مسایل شخصی با حفظ و تقویت اعتماد به نفس، اجازه ندهیم دیگران برای ما تصمیم بگیرند.
_ همواره مسئولیت پیامدهای تصمیم خود را بر عهده بگیریم.
_ با مدیریت و کنترل هیجان های خود، تصمیم های منطقی تری بگیریم.
_ در تصمیم گیری های خود به همه جنبه های موضوع توجه داشته باشیم.
_ تلاش کنیم پیش از اجرای تصمیم خود پیامدهای مثبت و منفی آن را بررسی کرده و امتیاز بدهیم.
_ نگاه مثبت همراه با اندیشیدن و شناخت، سبب می شود که تصمیم های درست تر و منطقی تری بگیریم.
_ فرصت تصمیم گیری را به دیگران به ویژه فرزندان مان بدهیم و به آنها اجازه دهیم در مسایل مربوط به خودشان تمرین تصمیم گیری داشته باشند.
_ شهامت تصمیم گیری را در خود و دیگران با تشویق به جا و منطقی، تقویت کنیم.
_ به عوامل تاثیر گذار در تصمیم گیری توجه ویژه داشته باشیم.
_ به منظور جلب توجه فرزندان به پیامدهای هر تصمیم گیری، در مورد برخی از مخاطره آمیزترین تصمیم های دوره نوجوانی با آنها گفت و گو نماییم.
_ هدف گذاری در تصمیم گیری، مقدمه تصمیم گیری است. افرادی که هدف های کوتاه مدت و بلند مدت خود را در همه جنبه های زندگی مشخص کرده اند، آسان تر و مناسب تر تصمیم می گیرند.
_ خواندن و بررسی زندگی نامه انسان های موفق در زمینه های مورد نظرمان، می تواند زمینه تصمیم گیری های مناسب تر را در ما مهیا سازد.
 
9)مهارت تفکر نوآور: مهارتی است که شخص به وسیله آن از ترکیب مهارت های حل مساله و تصمیم گیری، از اندیشه ها یا روابط نو برخوردار شده و توانایی کشف و برگزیدن راه حل های تازه را پیدا می کند.
انواع تفکر:
_ تفکر واگرا: افراد با این تفکر تلاش می کنند که پدیده ها، امور و اندیشه ها را آنچنان که هستند به راحتی نپذیرند یا رد نکنند؛ بلکه نگاه متفاوت تری داشته باشند و از قالب های فکری همسان دور شوند. این نوع تفکر با تفکر نوآورانه رابطه مستقیم دارد.
_ تفکر همگرا: اندیشه های نو و تازه کمتری در آن راه پیدا می کند و افراد امور و پدیده ها را آنچنان که هستند می بینند و می پذیرند.
مراحل تفکر نوآور:
_ آمادگی: افراد به امور و پدیده های گوناگون زندگی دقت و توجه بیشتری پیدا می کنند، به حدی که گاهی پدیده های زندگی مدت های طولانی ذهن شخص را به خود مشغول می نماید.
_ مطالعه: فرد با بررسی و مطالعه بیشتر، رابطه میان پدیده ها را بهتر درک می کند.
_ تغییر: شخص به نوع روابط بین پدیده ها که ذهن وی را به خود مشغول کرده پی می برد و با طرح پرسش های گوناگون در ذهن به نقد و بررسی آنها می پردازد.
_ پختگی: فرد با گذار از مراحل پیشین، به درک و شناخت عمیق تری از روابط میان پدیده ها می رسد؛ گویی پدیده ها بخشی از وجودش شده اند.
_ اشراق: شخص به پاسخ های ناگهانی دست پیدا می کند.(آهان، یافتم و...)
_ وارسی: فرد به بررسی بهترین ایده ای که در مراحل پیشین به آن رسیده است می پردازد تا درستی آن را مشخص سازد.
_ اجرا: شخص اندیشه ها و ایده هایی را که به تایید رسیده اند، به مرحله اجرا در می آورد.
ویژگی های افراد دارای تفکر نوآور:
_ راه هایی را جست و جو می کنند که از راه آن بتوانند اندیشه خود را به سوی ایده های نو و تازه هدایت نمایند.
_ به همه جنبه های یک موضوع و مساله توجه دارند.
_ در حل مساله تمرکز حواس بیشتری از خود نشان می دهند.
_ اندیشه های ناب بیشتری از دیگران را از خود نشان می دهند. 
_ به راه حل هایی می اندیشند که ممکن است از دید دیگران اهمیت چندانی نداشته باشد.
_ از ربط دادن ایده ها و تجربه های گوناگون، نتایج تازه ای می گیرند.
_ اندیشه ها و باورهای خود را به راحتی مطرح می کنند و از رو به رو شدن با باورهای گوناگون استقبال می نمایند.
_ برای حل کردن مسایل و دشواری ها، راه های گوناگون را بررسی و تا رسیدن به نتیجه های دلخواه تلاش می کنند.
_ خود را محدود با دیدگاه های دیگران نمی کنند و چارچوب هر آنچه بوده و هست را می شکنند.
_ همواره کنجکاو بوده و در جست و جوی دانسته های نو هستند.
_ از قدرت تصویرسازی ذهنی بالایی برخوردارند، تا اندازه ای که به اندیشه های خود واقعیت می بخشند.
_ مثبت نگر و پرانرژی هستند.
_ به طور معمول برای هر پرسشی آمادگی ارایه پاسخ های گوناگون دارند.
_ پرسش ها و پاسخ های غیر عادی و عجیب و غریب در آنها بیشتر دیده می شود.
راهکارهای پرورش تفکر نوآور در خود و دیگران:
_ دانسته ها و تجربه های خود را در موقعیت های گوناگون گسترش دهیم.
_ از دیگران به ویژه کودکان سوال هایی را بپرسیم که پاسخ های گوناگون داشته باشد.
_ اگر پرسش های غیر معمولی از سوی دیگران مطرح می شود، تلاش کنیم تا با همکاری خودشان پاسخ های تازه و نو را کشف کنیم.
_ رفتارها و الگوهای افراد نوآور را سرمشق زندگی خود قرار دهیم.
_ از فنون ویژه تفکر نوآور مانند بارش فکر(حمله ذهنی به یک موضوع) به خوبی استفاده کنیم.
_ تصورهای ذهنی خود و دیگران را تقویت کنیم، زیرا تصویرسازی کمک می کند تا دانسته ها در حافظه بلند مدت بیشتر ذخیره شوند.
_ در نوشتن داستان یا کشیدن نقاشی و... به جای استفاده از نمونه(مدل)، از طرح های نوآور ذهن خود استفاده کنیم.
_ آنچه را که می بینیم، می خوانیم و می شنویم، مهمترین نکته های آن را یادداشت نماییم.
_ هر اندیشه تازه ای که به ذهن ما می رسد، بنویسیم.(اندیشه های خود را بر روی کاغذ بیاوریم)
_ اجازه دهیم دیگران هر پرسشی را از ما بپرسند و پرسش های آنان را جدی بگیریم.
_ بازی های فکری، ساخت چیزها با گل، مجسمه سازی، داستان نویسی و... موجب شکوفایی ذهن و نوآوری می گردند.
_ طرح پرسش های باز و تکمیل جمله ها و داستان های ناتمام
_ به باورها دیگران(به ویژه کودکان و نوجوان) احترام بگذاریم و اجازه دهیم که تا حد ممکن کارهای شان را با ذوق و سلیقه خود انجام بدهند.
_ نوآوری و تخیل را باور داشته باشیم تا زمینه بروز فعالیت های نوآورانه در جامعه فراهم شود.
_ تلاش کنیم پاسخ های ما در برابر پرسش ها دیگران به گونه ای باشد که آنها را به پرسش های تازه تری راهنمایی کنیم.
_ فرصت نوآوری را در خانواده، مدرسه و محل کار به دیگران بدهیم.
_ از موقعیت هایی مانند مسافرت، بازدید از موزه ها، رفتن به مکان های تفریحی و فرهنگی جهت آموزش تفکر نوآور استفاده کنیم.
_ احساس امنیت، شادی و آرامش را به دیگران هدیه بدهیم.
_ هوش، استعداد، مهارت و تلاش جدی، بخشی از عوامل رشد نوآوری است، ولی ضروری است به ایجاد انگیزه نیز توجه ویژه ای داشته باشیم.
_ توانایی های دیگران(به ویژه کودکان) را بپذیریم و باور داشته باشیم که هر فرد موجودی منحصر به فرد است و شبیه و مانند ندارد.
_ هنگامی که کار و اندیشه تازه و و نوآورانه ای را از دیگران دیدیم، با تشویق، خوشحالی و شادی خود را ابراز کنیم.
 
10) مهارت تفکر نقادانه: یک فرآیند شناختی، فعال، هدفمند و سازمان یافته است که فرد با استفاده از آن به بررسی اندیشه ها و باورهای خود و دیگران و یا شرایط ویژه می پردازد و با ارزیابی و تفسیر ماهرانه خود، به درک و فهم روشن تر و بهتری دست می یابد.
اصول تفکر نقادانه: 
_ پرسشگری: پرسیدن سوال های مناسب از خود و دیگران برای فهمیدن دقیق تر مطلب یا مساله مطرح شده.
_ داده ها(آگاهی ها): جمع آوری داده ها از منابع گوناگون درباره مطلب یا مساله مطرح شده.
_ ارزیابی: بررسی و ارزیابی داده های جمع آوری شده و ارزش گذاری آنها.
_ نتیجه گیری: در نظر گرفتن و گزینش بهترین و درست ترین مفهوم یا راه حل.
ویژگی های افراد دارای تفکر نقادانه:
_ داشتن روحیه پرسشگری 
_ خودنقدپذیر بودن
_ داوری و قضاوت به دور از تعصب و لجبازی
_ هر چیزی را به سادگی و بدون اندیشیدن و بررسی، نه می پذیرند و نه رد می کنند.
_ به دست آوردن آگاهی های دقیق و مناسب درباره موضوع مورد نقد از منابع گوناگون
_ داشتن دید گسترده و دقیق نسبت به مسایل
_ توجه به جنبه های مثبت و منفی مساله(یکسونگر نبودن)
_ داشتن قدرت تجزیه و تحلیل و بررسی موضوع های گوناگون
_ اظهارنظر نسبت به مسایل با ذهن باز و متفکرانه
_ داشتن توانایی تشخیص درست از نادرست
_ گوینده ای متفکر و منطقی و شنونده ای فعال بودن
_ توجه کردن به جزئیات در عین در نظر گرفتن کل موضوع
_ دانستن این مساله که ممکن است حرف یا راه حل دیگران یا خودشان همیشه درست نباشد.
_ چون به نتیجه کار می اندیشند، اغلب فریب وعده های دیگران را نمی خورند.
_ معمولا به راحتی جذب گروه ها و افراد نمی شوند.
راهکارهای پرورش تفکر نقادانه: 
_ نسبت به امور و پدیده های دوروبرمان، حساسیت و دقت بیشتری داشته باشیم.
_ دیده ها، شنیده ها و خوانده های خود را مورد بررسی و ارزیابی قرار دهیم و به راحتی آنها را نپذیریم یا رد نکنیم.
_ در مورد هر موضوعی با پرسش های مناسب و مربوط، آگاهی های بیشتری به دست آوریم.
_ بپذیریم که مسایل، راه حل های گوناگون دارند. در نتیجه تحمیل راه حل خود یا تحمل راه حل دیگران به عنوان یک راه حل قطعی، منطقی به نظر نمی رسد.
_ درباره مسایل پیش آمده بیندیشیم، دچار احساس ها و هیجان های شدید و غیر واقعی نشویم و از داوری شتاب زده، تعصب و خودرایی درباره موضوع های مورد گفت و گو بپرهیزیم.
_ پیش از پاسخگویی به مسایل، بیندیشیم؛ سپس تصمیم گیری و عمل نماییم.
_ تشویق کننده خوبی برای مسئولانه اندیشیدن خود و دیگران به ویژه کودکان باشیم.
_ از باورها و دیدگاه های خود دفاع معقولانه و منطقی کرده و زود تسلیم نشویم.
_ به دیگران اجازه گفت و گو و اظهارنظر درباره موضوع های گوناگون را بدهیم.
_ جلسه های گفت و گو درباره مسایل اجتماعی یا روزمره در خانواده و مدرسه ترتیب داده و همه را به شرکت فعالانه در این جلسه ها تشویق نماییم.
_ برای رشد تفکر نقادانه در کودکان و نوجوانان، خواندن زندگی نامه افراد منتقد بسیار مفید و موثر است.
_ فرآیند اندیشیدن کودکان و نوجوانان را بررسی و ارزیابی کنیم و درصورت نیاز از راهنمایی آنها دریغ نورزیم.
_ به هر پرسشی به راحتی پاسخ نگوییم؛ بلکه با سوال کردن مناسب، مخاطب را در رسیدن به پاسخ کمک نماییم.
_ در جلسه های گفت و گو و تبادل اندیشه ها از برچسب زدن، دستور دادن، سرزنش، نصیحت، داوری و مسخره کردن اندیشه دیگران پرهیز نماییم.
_ با برقراری امنیت و آرامش روانی و عاطفی و احترام به باورها و دیدگاه های کودکان و نوجوانان، آنها را به شرکت در گفت و گو و بیان دیدگاه ترغیب و تشویق نماییم.
_ با پرسیدن سوال های مناسب درباره موضوع ها گوناگون در خانه و مدرسه، دیدگاه های دیگران را جویا شده و آنها را نیز در گفت و گو ها شرکت دهیم.
_ با دقت و حوصله به دیدگاه های دیگران در خانه و مدرسه گوش فرا دهیم تا بتوانیم با پرسش های مناسب، آنها را برای نتیجه گیری درست تر راهنمایی کنیم.
_ در صورت مشارکت نکردن دیگران در گفت و گو(که شاید به دلیل درک نکردن موضوع باشد)، بیشتر توضیح دهیم تا بتوانند حضور فعال تری داشته باشند.
_ در برابر پرسشی که از ما می کنند، پاسخ از پیش تعیین شده ای نداشته باشیم تا بهتر بتوانیم به نقد و بررسی و ارزیابی موضوع بپردازیم.

مقدمه

چه مهارتهایی برای زندگی لازم وبهتر است؟

تعریف مهارت های زندگیتوانایی هایی هستند که به ما کمک می کنند در موقعیت های گوناگون، عاقلانه و درست رفتار کنیم؛ به طوری که با خود و دیگران سازگارانه ارتباط برقرار کرده بدون استفاده از خشونت بتوانیم مسایل پیش آمده را حل نماییم و ضمن به دست آوردن موفقیت در زندگی، احساس شادمانی داشته باشیم.

 

مقدمه 

 

 

یکی از مهم‌ترین عواملی که به ما کمک می‌کند زندگی خوب و موفقی داشته باشیم، این است که خود را بشناسیم، احساس خوبی در مورد خودمان داشته باشیم و از آن‌چه که هستیم، شاد و راضی باشیم. مهارت خودآگاهی به شما کمک می‌کند تا بتوانید شناخت بیش‌تری در مورد خویش، خصوصیات، نیازها، خواسته‌ها، اهداف، نقاط ضعف، نقاط قوت، احساسات، ارزش و هویت خود داشته باشید. مطالعات انجام شده نشان می‌دهند که ضعف در خودآگاهی با بسیاری از بیماری‌ها و آسیب‌های روانی – اجتماعی همراه است. از جمله مشکلات روانی – اجتماعی مرتبط با خودآگاهی ضعیف می‌توان به افسردگی، اضطراب، احساس حقارت، اعتمادبه‌نفس پایین، مشکلات ارتباطی، احساس تنهایی، سوءمصرف مواد، فرار و… اشاره کرد. از این‌رو، کسب مهارت خودآگاهی برای پیش‌گیری از انواع مشکلات فوق بسیار مهم است.

 

     ‏یکی از مؤلفه‌های مهم خودآگاهی، «عزّت‌نفس» است. عزّت‌نفس چیزی نیست که مانند یک مهارت آموخته شود، بلکه عزّت‌نفس پیامد مجموعه‌ای از عوامل فردی، اجتماعی و خانوادگی است. عزّت‌نفس به احساس ارزش‌مندی شخص اشاره دارد که تحت تأثیر عوامل عمل‌کرد، موفقیت‌ها، توانایی‌ها، ظاهر شخصی، و قضاوت‌های افراد مهم است.

 

     انسآن‌ها واکنش‌هایی از دیگران، به‌ویژه افراد مهم، دریافت می‌کنند که نگرش‌هایی در مورد ارزش‌مند بودن خود پیدا می‌کنند. عزّت‌نفس بالا نشان‌دهندۀ احساسات شخصی خاصی است که به آسانی تحت تأثیر موانع، تعارض‌ها و دیدگاه‌های منفی در مورد توانایی‌ها یا ظاهر قرار نمی‌گیرد. عزّت‌نفس بالا به اعتمادبه‌نفس منجر می‌شود و تصمیم‌گیری خوب و مستقلانه و برخورد مناسب با تعارضات بین‌فردی را تسهیل می‌نماید. عزّت‌نفس افراد در محیط حمایت‌کننده و مثبت تقویت می‌شود.

 

مهارت‌های خودآگاهی شامل موارد زیر است:

 

۱. مهارت‌های خودارزیابی،

 

۲. شناسایی نقاط قوّت و ضعف خود،

 

۳. مهارت‌های تفکر مثبت،

 

۴. و مهارت‌های ایجاد خودانگاره و تصویرِ تن مثبت.

 

ویژگی‌های افرادی که خودشان را می‌شناسند، عبارت‌اند از:

 

  • خصوصیات مثبت و توانایی و استعدادهای خود را می‌شناسند و به آن‌ها افتخار می‌کنند.
  • خصوصیات منفی و نقاط ضعف خود را می‌شناسند، می‌پذیرند و در جهت اصلاح آن‌ها تلاش می‌کنند.
  • مؤفقیت‌ها و شکست‌های خود را می‌شناسند، به موفقیت‌های‌شان افتخار می‌کنند و از شکست‌های‌شان درس می‌گیرند.
  • به خود و دیگران احترام می‌گذارند.
  • برای رسیدن به اهداف خود تلاش می‌کنند.
  • مسئولیت اعمال و رفتار خود را می‌پذیرند.

 

مؤلفه‌های خودآگاهی عبارت‌اند از:

 

  • شناخت احساسات و خودپنداره یا تصویری که از خود در ذهن دارید،
  • عزّت‌نفس و احساس ارزش‌مندی،
  • هویت و هویت‌یابی.
  • مهارت‌های خودآگاهی شامل موارد زیر است: ۱. مهارت‌های خودارزیابی، ۲. شناسایی نقاط قوّت و ضعف خود، ۳. مهارت‌های تفکر مثبت، ۴. و مهارت‌های ایجاد خودانگاره و تصویرِ تن مثبت.

 

 

بنابراین انسان ها برای مقابله سازگارانه با استرس ها ، موقعیت های مختلف و تعارض های زندگی به یک سری مهارت های فردی و اجتماعی نیاز دارند که آنان را در کسب این توانایی تجهیز نماید. این مهارت ها بسیار زیربنایی بوده و در فرآیند رشد و تحول شکل می گیرند.( مهارتهایی به نام مهارت زندگی )

 

 


حركت كوچكي كه بسياري از ما ازش مطلع هستيم ولي خيلي وقتها انجامش نميديم و به نظر من ممكنه تاثير خيلي خيلي زيادي(در حد غير قابل تصور) روي ما بگذاره:

آخر شب ،قبل از خواب، بيست دقيقه وقت بگذاريم و روزمون رو تحليل كنيم(ترجيحاً روي كاغذ). در اين مورد خاص(مهارتهاي زندگي) ، ميتونيم با عينك اين پنج مهارت به روزمون نگاه كنيم و خودمون رو تحليل كنيم.

تصميم هامون ، و مهمتر از اون فرايند تصميم گيريمون. چالش هايي كه داشتيم و نحوه مواجهه خودمون با اونها. نحوه برخوردمون با اطرافيان. چقدر به محيط اطرافمون آگاه بوديم(از انسان و حيوان و اشياء و زمين و آسمون) .چه احساساتي رو تجربه كرديم و چرا. آيا راه بهتري داشتيم؟

به نظرم شروع اين كار كوچك، كم كم شروعي خواهد شد براي قدم برداشتن در همين زمينه براي ديگران.